تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢١ - ٤ - نتايج كلى كه از مسائل فوق مى توان گرفت
حتى با يك نظر دقيق مى توانيم در اشيايى كه براى هدفهاى معين با دست خود ساختهايم وبسته بودن سيستم كل متشكل از آنها را در نظر گرفتهايم ، مانند اجزاى يك كارگاه ماشينى يا يك داروى مركب از اجزاى معين ، باز همان بسته بودن سيستم را نيز در منطقهء انتخابى خودمان بپذيريم ، والا با نظر به قانون استمرار وتوقف ناپذير بودن حركت وتحول ، حتى همان كل انتخاب شده نيز از نظر زير بنا وارتباط با جهان خارج از هويت خود كل ، داراى سيستم باز مى باشد .
٤ - نتايج كلى كه از مسائل فوق مى توان گرفت چون دو عنوان جزء وكل منطقى نه واقعيت اجزايى كه با ارتباط مخصوصى مجموعه هاى موقتى را تشكيل مى دهند ، بستگى به موقعيت انسانى دارد ، لذا مى توان گفت : همان طور كه خود كل يك انتزاع از اجزاء مربوط عينى در جريان مى باشد . هم چنين جزئيت جزئى كه با اجزاى ديگرى ارتباط ناخود آگاه پيدا كرده است يك مفهوم انتزاعى است كه در مقابل انتزاع كل عنوان جزء را بر خود مى گيرد ، نهايت امر انتزاعى بودن كل روشنتر ومستقيمتر از انتزاعى بودن جزء است كه به جهت ارتباط با واحدهاى ديگر كه عينيت دارند ، به واقعيت نزديكتر است ، بخلاف كل كه به هيچ وجه واقعيت نداشته وتنها از فعاليت ذهنى انسان در بارهء واحدهاى ديگر كه عينيت دارند ، انتزاع مى شود .
از اين مطلب نتيجهء فوق العاده مهمى را كه مى توان گرفت واين است كه آن اشخاص كه محدوديت ومنفى بودن [ با قطع نظر از علت ] هر يك از اجزاء جهان هستى را مى پذيرند ، ولى حساب كل مجموعى هستى را از آن اجزاء تفكيك مى كنند ، براى خود كل كه بيش از يك امر انتزاعى چيزى نيست ، واقعيت عينى اثبات مى كنند . مثل اين است كه ما در ماوراى حكم بهر يك از موزائيكهاى كف حيات [ از سيمان