تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٩ - ٣ - دو نوع سيستم باز و سيستم بسته در اجزاى متشكل
نمى باشد . وقتى كه مى گوييم : كل سلسلهء اعداد ، در حقيقت مورد توجه ما هويت عدد با مصاديقش از ذهن ما ناپديد مى گردد ومفهومى از نامحدود را كه خود كيفيتى از كيفيات ساخته شدهء كارگاه مغز ما است به جاى خود مى گذارد ، مانند اين كه در پهنه بسيار طولانى در كنار راه آهن بايستيد وبه دو خط آهن بنگريد وتا چند كيلو مترى آن دو خط آهن ديده مى شود واندك اندك عينيت مشخص آن به شبح وسايهء ذهنى با حفظ طول مبدل مى گردد . در حقيقت كميت خارجى در كيفيت ذهنى ادغام مى گردد به طورى كه از پذيرش يك تعريف شناسنده سر باز مى زند . سلسلهء بىنهايت اعداد هم ، چنين نمودى در ذهن ما به وجود مى آورد :
اكنون اگر بخواهيم به سلسلهء اعداد از ديدگاه جزء وكل بنگريم ، ذهن ما چه كارى را مى تواند براى ما انجام بدهد ؟ آيا واقعا كل سلسلهء اعداد را براى خود برمى نهد وآن گاه از دو عينك فرد وزوج وخود اعداد فراوان ، اجزاى آن را درك نموده وبه كل سلسله مربوط مى سازد ؟ آيا ارتباط اعداد با يكديگر ودو عنوان فرد وزوج مانند ارتباط ديوارها وسقف در متشكل ساختن يك اطاق ، بيك ديگر مى باشد يا از قبيل تركب چند عنصر شيميايى براى به وجود آوردن محصول متشكل مى گردد . ؟ مسلم است كه تركب سلسلهء اعداد به عنوان يك حقيقت متشكل از اعداد فراوان دو صنف زوج وفرد ، از قبيل هيچ يك از تشكلهاى فوق نيست ، زيرا با نظر به ماهيت عدد ونداشتن نمود مشخص در مغز آدمى وتجردش از معدودهاى عالم عينى واختلاف مغزها از جهت رشد وناتوانى در ساختن عدد وكشش دادن به مصاديق آن وعدم ارتباط طبيعى ونبودن طناب وصل كننده ميان سلسلهء اعداد ، مى توانيم به اين نتيجه برسيم كه تعبير جزء وكل در سلسله اعداد ، بيان يك موقعيت خاص مغزى محض است كه انسان در موقع توجه به عدد ، اشغال كرده است .
٣ - دو نوع سيستم باز وسيستم بسته در اجزاى متشكل حقيقتى را به نام كل