تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٦ - احساس آزادى دروغين ، كلئوپاتره هاى روزگاران را به فرو كردن سنجاق به سينه هاى بردگانشان و سر دادن خنده و قهقهه وادار مى كند
« وأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله ولا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ ٢ : ١٩٥ » [١] ( ودر راه خدا انفاق كنيد وخويشتن را با دست خود به هلاكت نيافكنيد ) .
« فَوَسْوَسَ لَهُمَا اَلشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وقالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه اَلشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ اَلْخالِدِينَ ٧ : ٢٠ . » [٢] شيطان آدم وحوا را به وسوسه انداخت تا اعضاى پوشيدنى آن دو را آشكار كند وبه آدم وحوا گفت : خداوند شما را از اين درخت نهى نكرده است واگر از اين گندم بخوريد ، فرشته خواهيد شد يا سرنوشت شما در اين بهشت ابدى خواهد بود . )
((١٣٣٥)) چون زدش يك سيلى آمد در طراق گفت صوفى هى هى اى قواد عاق
((١٣٣٦)) خواست صوفى با دو سه مشتش زند سبلت وريشش يكايك بركند ليك او را خسته ورنجور ديد بس ضعيف وزار وزرد وعور ديد . . .
((١٣٣٧)) خلق رنجور دق وبىچاره اند وز خداع ديو سيلى باره اند
احساس آزادى دروغين ، كلئوپاتره هاى روزگاران را به فرو كردن سنجاق به سينه هاى بردگانشان وسر دادن خنده وقهقهه وادار مى كند سپاس بىكران مر آن خدا را كه بشر را به ماشين وارتباطات وگلاويزى با طبيعت مشغول كرد ونگذاشت كه آن همه قدرتهاى كلان كه نصيب بشريت گشته است ، به شكل سنجاقها درآيد وبا دست احساس كنندگان آزادى دروغين به سينه
[١] سوره البقره ، آيهء ١٥٩ . .
[٢] سوره الاعراف ، آيهء ٢٠ . .