تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٩ - اگر واقعيات را به محسوسات منحصر كنيم فرهنگ و معارف بشرى به كمتر يك صدم آن چه كه به دست آمده است تقليل پيدا خواهد كرد ؟
((١٣١٢)) كه اثرها بر مشاعر ظاهر است وين اثرها از مؤثر مخبر است . . .
((١٣١٤)) چون نظر در فعل وآثارش كنى گر چه پنهان است اظهارش كنى . . .
((١٣١٦)) چون به آثار اين همه پيدا شده است چون نشد ظاهر به آثار ايزد است
اگر واقعيات را به محسوسات منحصر كنيم فرهنگ ومعارف بشرى به كمتر يك صدم آن چه كه به دست آمده است تقليل پيدا خواهد كرد ؟
اين مبحث را در مجلدات گذشته تا حدودى بررسى كردهايم . وبه طور قطع اگر بگوييم : آن چه كه محسوس نيست ، وجود ندارد ، در نخستين گام بايد تمام علت ومعلولهاى جهان هستى را لغو وباطل وخيالات تلقى كنيم ، زيرا تا كنون هيچ انسانى ، حتى در عالىترين مقامات جهان بينى نتوانسته است رابطهء ضرورت را ميان علتها ومعلولهاى دنيا با حس وعيان ببيند وبا اين حال اگر رابطهء ضرورت ميان علل ومعلولات وجود نداشته باشد ، بايستى هستهء درخت آلبالو موجودى به نام شتر به وجود بياورد اين تنها يك نمونه از حقايق غير محسوس است كه همهء جريانات جهان را در برمى گيرد ، ديگر در بارهء هزاران نمودها وفعاليتهاى درونى وبرونى كه به حواس آدمى تسليم نمى شود ، گفت گو نمى كنيم .
آن چه كه در اين مورد متذكر مى شويم ، اين است كه : ساده لوحان قانون « ديدن اثر مستلزم علم به وجود مؤثر است » را در همهء پديده ها واجزاى جهان هستى مى پذيرند ، ولى موقعى كه به خدا مى رسند ، خيره مى شوند وقانون مزبور را فراموش مى كنند وقتى كه به آنان مى گويند :