تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧١ - تفسير ابيات
سرنوشت كار ونتيجه دخالت مى ورزد ، غالبا نتيجهء مطلوب خيلى بالاتر از خود كار واستعداد انسانى است . به اين معنى كه مردم معمولا مى خواهند با كار مختصر وملايم طبع خويش ، نتايجى را حاصل بدارند كه از حيث ارزش قابل معادله با آن كار مختصر وملايم طبع نمى باشد .
گاهى هم جهالت وخامى آدمى باعث مى شود كه از كار بزرگ با ارزشى كه انجام مى دهد ، باجبار عوامل گوناگون نتواند نتيجه واقعا معادل آن كار را بياورد . در بعضى ديگر از جوامع شرايط محيطى يا اجتماعى چنان است كه رابطهء واقعى ارزش كار ونتيجه بريده مى شود وتنها كارى صورت مى گيرد ونتيجهاى در اختيارش گذاشته مى شود .
بدين ترتيب هنوز با اين همه پيشرفت در علوم انسانى وفداكارىهاى بشر از اثبات معادلهء نتيجه وكارى كه صورت مى دهد ، ناتوان است . شايد بعضى از عوامل ياس وبد بينى گروه يادى از هشياران به اصلاحات عينى وواقعى شئون بشرى در سطوح اقتصادى اجتماعى همين مسئله كار ونتيجه باشد كه دقيقا تحت معادله برنيامده است .
تفسير ابيات گدايى به سوى خانهاى آمد واز صاحب خانه قدرى نان خشك يا نانتر تمنا كرد .
صاحب خانه : - خيلى نفهم وخيرهاى مگر اين جا دكان نانوايى است ؟ گدا - حالا كه نان نيست ، قدرى پيه وريزهء بىارزشى از گوشت بده .
ص : - مگر اين جا دكان قصابى است ؟ گ : - حالا كه پيه وريزهء گوشت هم پيدا نمى شود ، يك مشت آرد بده .
ص : - اين جا آسياب نيست .
گدا فورا عقب رفت ودامنش را بالا كشيد ونشست واز ناچارى خواست كه