تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٩ - در بيان سؤال سايل از صاحب خانه و جواب او را بر سبيل طنز
آيه
پس از جان انسانها چه مى خواهى ؟ هر كسى براى خود پيالهاى به دست آورده جرعه هاى حيات خود را از سنگلاخ و خارستان طبيعت بيرون مى آورد تو شخص بىهمه چيز و ضد كار ، بعلاوه اين كه چشم و دهان مسموم به پياله و جرعه ها و حيات ديگران دوختهاى ، جز خصومت با خويشتن و گل آلود كردن آب حيات ديگران كارى انجام نمى دهى . برو از مجمع زندگان كوشنده دور باش
آيه « إِنَّ الله اِشْتَرى مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وأَمْوالَهُمْ ٩ : ١١١ . . . » [١] ( خداوند از مردم با ايمان نفوس واموالشان را خريدارى كرده است . )
((١٢٥٩)) چون نهاى بازى كه گيرى تو شكار دست آموز شكار شهريار
((١٢٦٠)) نيستى طاوس با صد نقش وبند كه به نقشت چشمها روشن كنند
((١٢٦١)) هم نهاى طوطى كه چون قندت دهند گوش سوى نطق شيرينت دهند
((١٢٦٣)) هم نهاى هدهد كه پيكىها منى نى چو لك لك كه وطن بالا كنى
پس از جان انسانها چه مى خواهى ؟ هر كسى براى خود پيالهاى به دست آورده جرعه هاى حيات خود را از سنگلاخ وخارستان طبيعت بيرون مى آورد تو شخص بىهمه چيز وضد كار ، بعلاوه اين كه چشم ودهان مسموم به پياله وجرعه ها وحيات ديگران دوختهاى ، جز خصومت با خويشتن وگل آلود كردن آب حيات ديگران كارى انجام نمى دهى . برو از مجمع زندگان كوشنده دور باش من آن باز شكارى نيستم كه شكارى كنم ، آن طاوس زيباى طبيعى هم نيستم كه ماوراى خوردن وخوابيدن وتوليد مثل اقلا براى تماشاى ديگران خود را بيارايم .
[١] سوره التوبه ، آيهء ١١١ . .