تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٨ - آيه
توضيح
جريان مشيت الهى در جهان طبيعت مطابق قوانين مناسب طبيعت است
جهانى ، هوا وفضا وستارگان همه وهمه از پيش پاى آن حضرت كنار رفتهاند يا در هم پيچيده شدهاند وآن بيت را كه جلال الدين پس از روايت مزبور مى گويد :
همچو من كه بر هوا راكب شدم در شب معراج مستصحب شدم يك ديد معمولى در بارهء معراج پيامبر اكرم است . به اضافهء اين كه جملهء مزبور بوى كبر ونخوت مى دهد كه دور ازشان پيامبر است . » خمر طينة آدم بيده اربعين صباحا . » [١] ( خداوند طينت آدم را با دست خود چهل روز تخمير كرد ) .
توضيح - اين روايت هم كه به عنوان حديث قدسى نقل شده است ، احتياج به اثبات دارد .
((١٢١٣)) حق نه قادر بود بر خلق فلك در يكى لحظه به كن بىهيچ شك
((١٢١٤)) پس چرا شش روز آن را بر كشيد كل يوم الف عام اى مستفيد
((١٢١٥)) خلقت طفل از چه اندر نه مه است زان كه تدريج از شعار آن شه است
جريان مشيت الهى در جهان طبيعت مطابق قوانين مناسب طبيعت است در مباحث مجلدات گذشته اين اصل را متذكر شدهايم كه جلوهء مشيت خداوندى در جهان طبيعت ، اجزاء وروابط وكون وفساد اين جهان را مطابق مقتضيات ماده وحركت وتفاعل به جريان مى اندازد . بهترين مثال اين جريان ، عبارتست از ارادهء آدمى وصحنهء مادى كه جلوه گاه ارادهء او است .
هيچ جاى ترديد نيست كه اراده در درون آدمى حقيقتى است وحركت اعضاى مادى او وتصرف وتاثيرى كه در پهنهء ماده به وجود مى آورد واقعياتى است از سنخ ديگر . اراده پديده ايست كه نه محسوس است ونه وزن دارد ونه رنگ وبو وطعم ونه
[١] شرح انقروى ، وعوارف المعارف هامش احياء العلوم ، ج ٦ ص ٢٨١ . .