تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٧ - قصهء هلال كه بندهء مخلص بود خداى را ، صاحب بصيرت بىتقليد پنهان شده در بندگى مخلوقات جهت مصلحت ، نه از عجز ، چنانكه لقمان و يوسف از روى ظاهر و غير ايشان بندهء سايس بود اميرى را ، و آن امير مسلمان بود اما كور داند اعمى كه مادرى دارد * ليك چونى به وهم در نادرد اگر با اين دانش تعظيم اين مادر كند ممكن بود كه از عمى خلاص يابد كه اذا اراد الله بعبد خيراً فتح عينى قلبه ليبصر بهما العيب
قصهء هلال كه بندهء مخلص بود خداى را ، صاحب بصيرت بىتقليد پنهان شده در بندگى مخلوقات جهت مصلحت ، نه از عجز ، چنانكه لقمان ويوسف از روى ظاهر وغير ايشان بندهء سايس بود اميرى را ، وآن امير مسلمان بود اما كور .
داند اعمى كه مادرى دارد ليك چونى به وهم در نادرد
اگر با اين دانش تعظيم اين مادر كند ممكن بود كه از عمى خلاص يابد كه اذا اراد الله بعبد خيراً فتح عينى قلبه ليبصر بهما العيب
اين راه ز زندگى دل حاصل كن كاين زندگى تن صفت حيوانى است
((١١١١)) چون شنيدى بعض اوصاف بلال بشنو اكنون قصهء ضعف هلال (١)
((١١١٢)) از بلال او پيش بود اندر روش خوى بد را بيش كرده بد كشش
((١١١٣)) نى چو تو هر روز واپستر روى سوى سنگى مى روى از گوهرى
((١١١٤)) همچنان كان خواجه را مهمان رسد خواجه از ايّام وسالش بررسيد
((١١١٥)) گفت عمرت چند سال است اى پسر باز گوى ودر مدزد وبرشمر
((١١١٦)) گفت هيجده هفده نى نى شانزده اى برادر خوانده يا كه پانزده
((١١١٧)) گفت واپس واپس اى خيره سرت باز مى رو تا به فرج مادرت
تفسير ابيات تو كه داستان بلال را شنيدى ، اكنون داستان ضعف وبيمارى هلال را هم بشنو ، او در سلوك الى الله از بلال پيشتر رفته وبا صفات پليد بيشتر كشا كش نموده
(١) هلال يكى از صحابهء پيامبر اكرم وغلام يا هم پيمان مغيرة بن شعبه بوده است حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى ، ج ٢ ص ٢٤ . .