تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٢ - انديشه و احساس پاك آدمى طبل كوبى قوانين و اشارات جهان هستى را درمى يابد ، ولى گوشى كه از پنبه خود پرستى و طبيعت ستايى پر است مى گويد من بانگ اين طبل كوبىها را نمى شنوم
را بخوانيم وبه مشخصات رياضى آنها پى ببريم ، اما استنباط ما از اين كه اين نتها نمايندهء چه چيزهايى هستند ، بيشتر از حدود استنباط آن شخص كر در باره اين كه نتهاى موسيقى معرف چيزى به غير از ظواهر خود مى باشند ، نيست .
حتى آن كر مادر زاد از يك لحاظ هم بر ما رجحان دارد وآن اين كه ما از زندگى در ميان يك عده كه صداى موسيقى طبيعت را بشنوند ، نيز محروميم ودر حقيقت همهء ما در بارهء درك نتهاى طبيعت كر هستيم ، استادى در كنار ما نيست كه آهنگ واقعى نتهاى طبيعت را شنيده واقلا با ايما واشاره ما را براى ادراك كيفيات ذاتى آنها راهنمايى كند . . . » [١] منحصر نبودن حقيقت در همين پديده هاى منظم جهان هستى ، به وسيلهء متفكران زيادى چه صريحا مانند راسل وچه با اشاره وتلويح آگاهانه وناخود آگاه گوشزد شده است .
اگر اين اعتراف كنندگان به وجود آهنگ در پشت اين نظم وترتيب شگفت انگيز وبه اصطلاح جلال الدين صداى اين طبل كوبىها وبه اصطلاح راسل آهنگ نتهاى موسيقى وحركات وقوانين نوازندهء طبيعت ، درست دقت كنند ، خواهند ديد : خود چنين مشاهده واستنباط آهنگ از دستگاه بىسر وصدا وناخود آگاه يك مشاهدهء ماوراى طبيعى است كه نصيب ديدگان آنان شده است ، وگر نه بچه علت چشمان فراوانى از طبيعت خوانان طبيعت زاده ، حتى از چنين مشاهده هم محروماند وادعا كنندگان آنان را مردم موهوم پرست وخرافاتى مى دانند .
پس اگر چشمى از انسان به آن قدر گشوده شود كه مشاهدهء طبل كوبى ونواختن وسايل موسيقى را ببيند ، اين انسان براى شنيدن آهنگ هستى تنها چيزى كه لازم دارد ، دقت در جديت حياتى ميليونها بلكه ميلياردها انسانهاى عاقل وخرد پرور
[١] مفهوم نسبيت ونتايج فلسفى آن ، برتراند راسل ، ترجمه مرتضى طلوعى ، ص ٢٣١ . .