تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٣ - نوعى ديگر از سخن وجود دارد كه بدون صوت و حرف ، حتى بدون نياز به موج ، حياتىترين اثر را در مخاطبش به وجود مى آورد
گويى گويندگان ونويسندگان برجستهاى است كه هر يك از آنان برچسب واقع يابى وصدق وخلوص بر پيشانى زده وسخنانشان ضد ونقيض يكديگر بوده افكار مردم را كلافه مى كنند ، عدم تاثير سخنان حق وواقع كه خيلى فراوان گفته شده است ، ناشى از فقدان شرط ايمان شنونده به گوينده بوده است كه خود باعث شرمسارى بشرى است .
براى اثر بخشى سخن ، شرط ديگرى به اضافهء شرط مزبور وجود دارد كه در عين اساسى بودن با بىاهميتى اغلب انسانها ناديده گرفته مى شود وآن عبارتست از پيوند وارتباط طبيعى درونى . يكى از مختصات شگفت انگيز حيات وروان آدمى ، پيوندى است كه حياتها وروانها مى توانند با يكديگر برقرار بسازند .
اين پيوند حتى احتياج به وساطت موج هم ندارد ، زيرا علت وانگيزه ميان دو حيات ودو روان مانند طنابى نيست كه دانه هاى مرواريد را بهم وصل كند ، بلكه مانند كبريتى است كه انبار بنزين را شعله ور بسازد وبراى ادامهء شعلهء بنزين چوب آن كبريت مورد نياز نباشد .
اگر سخن بتواند انگيزهاى براى چنين پيوندى بوده باشد ، سرسختترين وضعى را كه انسان به خود پذيرفته است ، دگرگون وتوجيه مى نمايد . متاسفانه سخن مجرد آن عظمت را ندارد كه چنين محصولى را به وجود بياورد . لذا براى آن كه سخن بتواند به عنوان بهترين وسيله در خدمت تكامل بشرى قرار بگيرد ، نخست بايد اتحادهاى گوناگون بشرى را به جوامع تعليم نموده وشرط ايمان را كه بدون طرد دروغ ولجاجت از قاموس بشرى امكان پذير نيست مراعات كنيم ، در اين هنگام است كه اثر سخن به قول جلال الدين مانند اثر آب است كه به ريشهء نهال مى رسد . با چنين موفقيتى كه روزى بشر به دست خواهد آورد ، سخن هم مانند يكى از عوامل طبيعى وعينى كه هرگز از اثرش تفكيك نمى شود ، مورد بهره بردارى قرار خواهد گرفت .