تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - خنديدن جهود و پنداشتن آن كه صديق مغبون است و ندانستن بهاى بلال را
معناى دوم - پولى است كه در دوران قديم از خريد وفروش كالاها مى گرفتند ودر حقيقت اين باجى بود كه قدرتمندان براى خود اختصاص داده بودند . پس از جدايى جوامع با تمايزات اقتصادى وسياسى گمركها با جنبه قانونى وضع مى شود وبه عنوان نوعى از ماليات در بازرگانىها كه اموالى را از خارج وارد مى كنند با شرايط ومقررات مخصوصى دريافت مى شود . درست است كه تفسير دو بيت مورد تحليل با معناى اول مكس مناسب به نظر مى رسد ، زيرا جلال الدين از زبان ابو بكر به خواجهء بلال مى گويد :
اگر تو در هنگام معامله مى گفتى : من در قيمت بلال به تو تعدى كرده وكمتر از ارزش واقعى آن را به تو دادهام ، من حاضر بودم همهء ملك ومالم را در اختيار تو بگذارم وبلال را از دست تو بگيرم .
اما با نظر به اوج انديشه ها وتداعى معانىهاى ذهن شگفت انگيز جلال الدين ، بيت دوم را با مكس به معناى دوم هم تفسير كرد .
اين تفسير چنين است كه بلال آفريده شدهء خداوند ، مانند ساير انسانها در اين زندگانى ، مشغول معامله با خدا هستند ( خريدار خدا ، فروشنده بلال ، وكالاى مورد معامله جان انسانى او است « ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم واموالهم » ( خداوند نفوس واموال مردم با ايمان را خريده است ) .
اكنون تو اى خواجهء بلال ، در حقيقت باجى براى معاملهاى مطالبه مى كنى كه خريدارش خدا است خواه اين معنا منظور جلال الدين بوده باشد ، يا نه ، با نظر به رابطهء انسان با خدا اصطلاح باج گير ستمگر در بارهء برده چىهاى رنگارنگ تاريخ ، اصطلاح صحيح است . جهت بود كه پيامبر اسلام با انواعى از طرق منطقى آن روز با اين باج گيرى ستمگرانه به مبارزه پرداخت :