تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - عالىترين اعتدال و بنيان كه در خلقت انسانى به كار رفته است
٥٩ - لذت احساس بىنيازى .
٦٠ - لذت يادآورى محفوظات .
اين شصت نمونه براى انواع لذت ، اگر چه ممكن است بعضى از آنها را با بعضى ديگر متحد تلقى كرد ، ولى در مقابل آن اتحاد ، شمارهء فراوانى از نمونه هاى مزبور قابل تحليل به اقسام واصناف فراوان مى باشد .
اگر كسى اين همه پديده هاى متنوع وبىشمار را با حروف [ ل ، ذ ، ذ ، ت ] يكى كند وبگويد : لذت يك پديده است كه انسان آن را درمى يابد ، ما چارهاى جز سكوت در مقابل او نخواهيم داشت . تنها چيزى كه به چنين شخصى مى توان گفت : اين است كه - شما اگر بتوانيد مقدارى در آزمايشگاه درونى خود به سير وسياحت بپردازيد وبه بينيد : آيا لذت تماشاى بازى كودكان ، با لذتى كه ناپلئون از پيروزى بر اروپا درمى يافت متحد است ؟ وبه نظر مى رسد كه انواع واقسام لذت به بسيط ومركب واقعا نامحدود بوده باشد .
از اين جا معلوم مى شود كه نظريه بنتام در منحصر ساختن اصول لذايذ بسيط در پانزده نوع اشتباه محض است ، [١] زيرا اگر بخواهيم از ديدگاه اتحاد لذايذ موضوع لذت را مطرح كنيم ، بايد بگوييم : لذت بيش از يك نوع ندارد وآن هم عبارت است از لذت خود خواهى واگر بخواهيم لذت را با نظر به كيفيت مخصوص روانى كه در موقع احساس لذت كه از عامل معينى در درون به وجود آمده است ، بشناسيم نه شماره پانزده گانه بنتام صحيح است ونه شماره وحدت جويان كه لذت را در همان خود خواهى منحصر مى كنند . بلكه بايد گفت : انواع لذت خيلى زيادتر از آن است كه با شماره هاى كمتر از هزار يا هزاران بتوان آن را محدود ساخت .
اگر براى انسان امكان به كار بستن اين سرمايهء اعجاز آميز به وجود بيايد ، چه خواهد كرد ؟ بدينسان بدون مبالغه مى توان گفت : وضع روانى آدمى داراى انعكاسات
[١] اصول الشرايع ، بنتام ، ص ٣٣ و ٣٤ . .