تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٤ - عالىترين اعتدال و بنيان كه در خلقت انسانى به كار رفته است
٣٩ - لذت كلام وسخن زيبا وفصيح .
٤٠ - لذت دريافت شعر خوب .
٤١ - لذت خوراكىها وآشاميدنى متنوع .
٤٢ - لذت انبساط روحى مخصوصاً پس از انقباض وگرفتگىها .
٤٣ - لذت تحرك در مقابل ركود وجمود .
٤٤ - لذت فرو رفتن روح در ابهامهاى آگاهانهء درونى مخصوصاً در تاريكى وسكوت شب در قلهء كوه يا در افقهاى پهناور .
٤٥ - لذت تماشاى موضوع خارج از ذات انسانى كه در ابهام وسكوت وابسته به زنجير هستى فرو رفته باشد ، مانند تماشاى كوه ودريا ودرختان كه در شب تاريك در ظلمت ابهام انگيز فرو ميروند .
٤٦ - لذت تماشاى بازى كودكان نو رسيده .
٤٧ - لذت شهرت اجتماعى .
٤٨ - لذت سبك شدن روح از قيود وزنجيرها به معناى عمومى .
٤٩ - لذت ارضاى وجدان در موقعيتهاى مختلف .
٥٠ - لذت پيوستن به انسان هماهنگ در هدف گيرى وايده آل :
٥١ - لذت شماتت در موقع احساس سقوط دشمن .
٥٢ - لذت خنده هاى بسيار متنوع .
٥٣ - لذت اشكهايى كه از وجد وانبساط روحى ريخته مى شود .
٥٤ - لذت تحول موانع به مقتضيات وشرايط .
٥٥ - لذت شهرت اجتماعى .
٥٦ - لذت احساس قدرت .
٥٧ - لذت احساس زيبايى در خويشتن .
٥٨ - لذت دريافت امتيازات پيش بينى نشده مخصوصاً هر اندازه كه از حيطهء آگاهى وقدرت انسانى دورتر بوده باشد