تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
ظالم از مظلوم كى داند كسى كاو بود سخرهء هوا همچون خسى
١٠٩ - باور نكنيد كه كسى خود مسخره هواى نفس خود باشد وبه روح خويشتن ظلم كند ، با اين حال بتواند ظالم را از مظلوم تشخيص بدهد واز مظلوم دفاع وظلم ظالم را ريشه كن كند .
كافر وفاسق در اين دور گزند پردهء خود را به خود برمى درند ظلم مستور است در اسرار جان مى نهد ظالم به پيش مردمان
١١٠ - انسان ستمگر پيش از آن كه رويدادهاى جهان ووجدان تاريخ پرده از روى ستم كارىهايش بردارد خود دست مى برد وعناصر ستمگرى خود را از لابلاى جانش بيرون مى ريزد .
تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ
١١١ - اين تويى كه از كاخ با عظمت كيهانى با ميليونها خورشيدش فرود آمده در ته چاه تاريك خود طبيعىات زندانى شدهاى ، تقصير كيهان با عظمت چيست ؟
نيست موهوم ار بدى موهوم آن همچو موهومان شدى معدوم آن دوزخ اندر وهم چون آرد بهشت ؟
هيچ تابد روى خوب از خوك زشت
١١٢ - حقايق معنوى والهى را موهوم نپنداريد ، زيرا انسان كه موجوديت طبيعيش از ماده بر مى آيد وروى ماده مى غلطد وگيرندگى ودهندگى از ماده است ، نمى بايست اين همه دريافتهاى جدى واصيل در بارهء حقايق معنوى والهى داشته باشد ونيز اگر امور مزبوره موهوم بود ، از آغاز تاريخ تا كنون با آن همه دگرگونى در شئون بشرى ومبارزه ها به عليه آن حقايق ، نمى بايست چنين ادامه پيدا كند .
انبيا گفتند فال زشت وبد از ميان جانتان دارد مدد
١١٣ - فال بد زدن يكى از پديده هاى بىاساس روانى است .
آن سگان را اين خسان خاضع شوند شير را عار است كاو را بگروند
١١٤ - مشتريان سگانى كه از مردم طلب خضوع وپرستش مى كنند ، مردم