تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨١ - ١١ - هرگز حركت و تحول حقيقت و واقعيتهاى ايده آل را خود به خود در طبق گذاشته و به انسانها تقديم نخواهد كرد
گرفته مى شود ، جدا كرده وبگوييم :
آگاهى نخستين معلول فلان سهم از مواد وعناصر است وخود آگاهى درجهء اول توليد شدهء فلان سهم وخود آگاهى درجهء دوم . . . فلان سهام از ماده وعناصر است . وانگهى -
زين دو هزاران من وما اى عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
ديوان شمس تبريزى اين منهاى متعدد ومتنوع يا قيافه هاى متعدد ومتنوع با وحدت يا محدوديت موادى كه كالبد مادى آدمى را تشكيل مى دهد وادامهء آن را به عهده مى گيرد ، چگونه تفسير خواهد گشت ؟
١١ - هرگز حركت وتحول حقيقت وواقعيتهاى ايده آل را خود به خود در طبق گذاشته وبه انسانها تقديم نخواهد كرد .
در روانى روى آب جوى فكر نيست بىخاشاك خوب وزشت ذكر او روان است وتو گويى واقف است او دوان است وتو گويى عاكف است گر نبودى سير آب از خاكها چيست بر وى نو به نو خاشاكها هست خاشاك تو صورتهاى فكر نو به نو در مى رسد اشكال بكر روى آب جوى فكر اندر روش نيست بىخاشاك محبوب ووحش [١] اين جهان جنگ است چون كل بنگرى ذره ذره همچو دين با كافرى آن يكى ذره همى پرّد به چپ واندگر سوى يمين اندر طلب ذرهاى بالا وآن ديگر نگون جنگ فعليشان ببين اندر ركون جنگ فعلى هست از جنگ نهان زين تخالف آن تخالف را بدان
[١] دفتر دوم ، ص ١٢٩ ب ٤٦ تا ٥٠ . .