تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٩ - ٥ - حركت و تحول بدون فرض عاملى كه ما فوق حركت و سكون است ، قابل قبول نيست
يك اشتباه بزرگ كه برتراند راسل در استناد حركت وگرديدن به حقيقت پايدار مرتكب شده است متأسفانه پس از اين جملهء بسيار با ارزش مى گويد : « بى بىشك اين غريزه از عشق وعلاقهء آدمى به خانه وميل او به داشتن پناهگاهى در برابر خطرات ، سرچشمه گرفته است . به همين سبب است كه مى بينيم در ميان آنهايى كه زندگيشان بيشتر در معرض مصائب قرار دارد ، اين تمايل شديدتر وسودايىتر است . . » .
اين ريشه گيرى را كه راسل صورت داده است ، به نظر مى رسد كه يك تحليل صورى وابتدايى است ، زيرا .
اولًا - عشق وعلاقه به خانه وپناهگاه مستند به ريشه ى عميقتر ديگرى است وآن عبارت است از حب ذات كه در ساير جانوران هم كاملًا وجود دارد ، لذا اين سؤال مطرح مى شود كه چه شده است وبراى كدامين علت تنها فلاسفه ومتفكرين انسانى مباحث حركت وگرديدن ووابستن آن به امر پايدار را مطرح نموده ومكتبها به وجود مى آورند ؟ آيا جز اين است كه انسان از ذهن ومغز وروان والاترى برخوردار است كه جهان هستى آن همه قيافه ها ومسائل براى او مطرح مى كند ؟ ثانيا - نوع انسانى در رشد تدريجى مادى وروانى از هر مرحلهاى كه والاتر مى رود آن مرحلهء پيشين را يا بكلى از موجوديت خود حذف مى كند ، مانند غذاهاى مناسب كودكى وبازىهاى كودكانه وتصورات وتاثرات خام ويا واحدهاى مرحلهء پيشين را اگر مربوط به غريزه وجودى او باشد بارورتر ومعقولتر مى نمايد .
اكنون فرض مى كنيم كه جستجوى امر پايدار در جهان بينى مستند به عشق وعلاقه آدمى به خانه وميل او به داشتن پناهگاهى در برابر خطرات بوده باشد ، مسلما اين عشق وعلاقه به اندازهء تنوع انسانها در قدرت واحساس استقلال ودوره هاى گوناگون زندگانى مختلف مى باشد .
آيا اين عشق ووابستگى كه امر واحد ومستند به ريشهء واحدى است . آن همه تنوع متضاد را مى تواند تفسير كند ، به اضافه اين كه بشر از هنگامى كه قدرت بيرون