تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٨ - ١ - حركت و تحول در ذات و تمام شئون عالم هستى مقرر است
فعاليتهاى رياضى است كه در اين ميدانها به كمك انسان مى شتابد وبه درشت بينى او خط بطلان مى كشد ، چنانكه مدت وزمان كيهانى را با درآمدن از جويبار زمان وبركنار گذاشتن حالت متوسط بينى در بارهء كشش زمان ، مطرح مى كند ومى تواند بگويد :
تعالى الله قديمى كاو به يك دم كند آغاز وانجام دو عالم
حواس وذهن بشرى اين سكون وثباتى را كه در سطح ظاهرى هستى مى بيند ، كار تماشاگر امين ومحض را انجام نمى دهد ، بلكه گمان مى كند كه تماشاگر امين است كه واقعيت را آنچنانكه هست به درون آدمى منتقل مى سازد .
اما نمايش دايره ساكن پنكه در حالت حركت با شتاب تند مى تواند براى او وسيلهء بيدارى خوبى باشد كه -
آن ز تيزى مستمر شكل آمده است چون شرر كش تيز جنبانى به دست
اين درازى وامتداد ساكن نما شما را فريب ندهد ، زيرا اگر -
شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز
به اضافه اين هشدار كه از شاخهء آتش متحرك سريع نصيب شما مى شود ، اين حقيقت را هم براى شما به ارمغان مى آورد كه -
اين درازى مدت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع
روى اين محاسبهء دقيق وبا نظر به دو بيت زير -
حال امروزى به دى مانند نى همچو جو اندر روش كش بند نى فكرت هر روز را ديگر اثر شادى هر روز از نوعى ديگر
وبا نظر به -
اين همه ذرات خاطر وافتكار پيش خورشيد حقايق آشكار
وبا نظر به -
روز نو وشام نو باغ نو ودام نو هر نفس انديشه نو ، نو خوشى ونو عناست
اگر به هراكليد مى گفتند : آن جمله را كه گفتى ( من دو بار بيك رودخانه