تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - ١ - نظرى به سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا آخرين لحظات زندگيش در بيان كربلا
انسان در مقابل آن ، در جملات فوق ديده مى شود كه مى فرمايد :
« انجام تكليف الهى ، اساس حيات انسان است .
اگر قضاى الهى موافقش باشد ، اين انجام تكليف الهى هم در نقشهء كلى جهان نمودار مى شود وهم در پشت پردهء نقشهء كلى جهان از راه جويبار روح به اقيانوس ابديت مى پيوندد واگر انجام تكليف الهى در نقشهء كلى جهان هستى موافق نباشد .
تنها از پشت پردهء نقشهء جهان از راه جويبار روح به اقيانوس ابديت مى پيوندد . اين مضمون عالىترين اصل محرك است كه بايستگى آدمى را در مقابل نقش قضا وقدر بيان مى كند .
٤ - پس از خروج حسين از مكه ، والى مكه عمرو بن سعيد نامهاى به آن حضرت مى فرستد كه برگرد ومن از اهل عراق در بارهء تو وفايى نمى بينم وحركت تو به سوى عراق شكاف در ميان مسلمانان ايجاد خواهد كرد . برگرد من به شما امان مى دهم واز هر گونه محبت ونيكو كارى ودوستى با من برخوردار خواهى گشت .
امام حسين در پاسخ او مى نويسد : « كسى كه دعوت به سوى خدا مى كند وعمل صالح انجام مى دهد وخود را يكى از مسلمانان مى داند ، از خدا وپيامبرش نگسيخته است . تو مرا به امان ومحبت واحسانت دعوت مى كنى ، بهترين امان جز امان خدا چيزى نيست وكسى كه در اين دنيا از خدا بيمى نداشته باشد ، در آخرت از امان خدا بهره مند نخواهد گشت . اگر مقصود ونيت تو از نامهاى كه به من نوشتهاى خير خواهى واقعى است ، خدا تو را در دنيا وآخرت پاداش خير دهاد » [١] حقيقت پايدارى كه در اين جملات نهفته است ، دو چيز است :
يك - اين است كه اگر زندگانى با تمام شئونش روى محاسبات الهى نباشد ، گسترش ميدان حيات هر اندازه هم وسيع وجالب باشد ، از هدف اعلاى زندگى بركنار است .
دو - بايد حقيقت وارزش عمل تنها با نيت سنجيده شود .
[١] تاريخ طبرى ، نقل از مقتل عبد الرزاق مقرم ، ص ١٠٦ . .