تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - تفسير ابيات
كه جلال الدين در دورانى زندگى مى كرده است كه مغول جوامع اسلامى را تار ومار كرده وپاشيده بود .
يادآورى داستان كربلا با اين كه مسلم وقطعى بود ، اين نتيجه را در بر داشت كه با رواج تفسير وتحليل وريشه گيرىهاى آن داستان ، اختلافاتى در ميان خود مسلمانان بروز مى كرد وناخود آگاهانه كمكى به مغول مى نمود ، اگر اين احتمال در هدف گيرى جلال الدين صحيح باشد ، عدم تعرض او را به داستان مزبور وبهره بردارى از آن را تصحيح مى نمايد ، ولى در ابيات مورد تفسير ونقد وتحليل در باره شاعرى كه روز عاشورا به حلب آمده بود ، در بهره بردارى از حادثهء كربلا اظهار نظر كرده است ، لذا ما هم به نقد وتحليل آن مى پردازيم .
در بارهء نقل داستان كربلا وعلل ونتايج آن حادثهء بىنظير تاريخ ، نه تنها هزارها كتاب وديوان اشعار از خود شيعيان ، بلكه از ساير فرق مسلمانان وحتى در قرون اخيره از طرف مغرب زمينىها هم كتابهاى متعدد ومقالات فراوان منتشر شده است . از طرف ديگر هر كسى كه چه از مسلمانان وچه از غير مسلمانان سرى به تاريخ اسلام زده است ، حادثهء خونين كربلا را با اهميت فوق العاده تلقى كرده ، در بارهء آن اظهار نظر مثبت نموده است ، بجز عدهء بسيار معدود كه عينك درك اجتماعى معمولى را به چشم زده ومانند ابن خلدون گفته است : كه با اين كه حسين شايستهء آن مقام بود كه مى خواست ، ولى نمى بايست در مقابل شوكت وقدرت يزيد قد علم كند .
شما مطالعه كنندهء محترم در اين چند صفحه كه به طور خيلى مختصر داستان كربلا را مطالعه مى كنيد ، خود قضاوت عادلانه در اين موضوع خواهيد كرد .
داستان كربلا به طور فهرست بقرار زير بوده است :
معاويه بن ابى سفيان پدر يزيد در زمام دارى عمر بن الخطاب والى اردن شده سپس عمر او را پس از مرگ برادرش يزيد بن ابى سفيان به حكومت دمشق نصب