تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
كنند ، واز شما اعراض نمايند ، از خندهء روانى شما كاسته نشود .
اى بسا كس همچو آن شير ژيان صيد خود ناخورده رفته از جهان
٥٠ - گمان مبريد كه هر چه را كه از آن خود مى دانيد ، از آن بهره مند خواهيد گشت .
نقش حق را هم به امر حق شكن بر زجاجهء دوست سنگ دوست زن
٥١ - شمشير آن وسيلهء جراحى است كه تنها بايد عضو فاسد را از پيكر اجتماع به دستور اجتماع وخالق زندگى ومرگ قطع كند .
گر طمع در آينه برخاستى در نفاق آن آينه چون ماستى گر ترازو را طمع بودى به مال راست كى گفتى ترازو وصف حال
٥٢ - در آن هنگام كه ميزان سنجش طمع در حقيقتى كند كه مى خواهد آن را بسنجد وارزش واقعى آن را نشان بدهد از وظيفهء خود منحرف مى گردد .
حرف حكمت بر زبان ناحكيم حيله هاى عاريت دان اى سليم
٥٣ - به سخنان حكمت بافان حرفهاى وفلسفه فروشان خود نما گوش فرا ندهيد ، زيرا حكمت وفلسفه را براى صيقلى كردن ويترين فروشگاه من خود به كار مى برند .
پس بكش آن را كه بهر آن دنى هر دمى قصد عزيزى مى كنى
٥٤ - براى از بين بردن فساد ريشه وعلت اصلى آن را بسوزانيد نه معلوماتش را
شرط من جا بالحسن نى كردن است بل حسن را سوى يزدان بردن است
٥٥ - مجرد انجام كار نيك فردى واجتماعى مهم نيست ، مهم آن است كه آن كار به حد نصاب خود برسد وبه نتيجهء نهايىاش نائل گردد .
اول فكر آخر آمد در عمل بنيت عالم چنان دان از ازل
٥٦ - تمام موضوعات به وجود آمده به وسيلهء انسانها ، تبلورگاه انديشهء پيشين است چنان كه جهان هستى جلوه گاه مشيت الهى است