تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - امان از اين سخن پردازىها و سخنورىها و سخن بازىها كه گوشها و كتابها را پر كرده و نمى گذارد حقايق ناب و واقعيتهاى پوشيده در دسترس انسانهاى جوينده قرار بگيرد
حماسه ها ورجز خوانى در روى يك جهت يا يك قيافه از حقيقت آن اندازه پر غوغا وپر سر وصدا مى شود كه مردم از دريافت صدها مزايا وقيافهء آن حقيقت محروم مى مانند - چه تشبيه عالى است كه جلال الدين در اين مورد آورده است :
بلبلانه نعره زن بر روى گل تا كنى مشغولشان از بوى گل
اين نعره زنان چه از روى آگاهى وچه ناخود آگاهانه بر افكار بشرى هجوم مى آورند وآنها را تا بيغولهاى بس تنگ وتاريك عقب مى رانند وبيش از يك روزنه در آن نمى گذارند كه آن هم تنها براى تماشاى نمودى است كه آن نعره زنان مى بينند ومى خواهند اين كه جلال الدين مى گويد
حرف گفتن بستن آن روزن است عين اظهار سخن پوشيدن است
معناى فوق العاده مهمى را در بر دارد كه به طور اختصار آن را توضيح مى دهيم : - به طور طبيعى براى روح هر انسان دريچهاى است كه به واقعيتهاى درونى وبرونى در موقعيتى كه در آن قرار گرفته است ، باز مى شود .
ومى دانيم كه در فضاى درونى مانند فضاى برونى خورشيدى فروزان است كه اگر دستى از جان آدمى دراز شود وآن دريچهء مخصوص به خود را باز كند ، با آن اندازه از واقعيات رو برو خواهد گشت كه بتواند موقعيت وجودى خود را در جهان هستى تفسير وتوجيه كند .
سخنانى كه دريافت شده هاى ديگران را در بر دارد ، مانند مشتى سنگ وگلها است كه دريچهء آدميان راهرو را مى بندد . مگر خود گوينده از چنان رادمردى برخوردار شود كه ارزش وسيلهاى سخن خود را گوشزد كند ويا تعليم وتربيت فرهنگ بشرى به آن درجه از عظمت برسد كه ارزش سخنها را براى انسانها توضيح بدهد واثبات كند كه هر كس كه در اين جهان در بارهء واقعيتها سخنى مى گويد ، از صحنه ونمايشنامهاى خبر مى دهد كه خود در آن صحنه ونمايشنامه هم بازيگر