تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - روايت
( شما بهترين امتها هستيد كه براى مردم آشكار شديد ، امر به معروف مى كنيد ونهى از منكر ، وبه خدا ايمان مى آوريد ) .
« ولا تَدْعُ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ لا إِله إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه لَه اَلْحُكْمُ وإِلَيْه تُرْجَعُونَ ٢٨ : ٨٨ . » [١] با وجود الله خداى ديگرى را مخوان ، خدايى جز او وجود ندارد ، همه چيز نابود شدنى است مگر وجه خداوندى ، حكم از آن او است وبه سوى او باز مى گرديد ) .
« ومِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ٥١ : ٤٩ . » [٢] ( وما از هر چيز جفت آفريديم ، باشد كه متذكر شويد ) .
« ورَهْبانِيَّةً اِبْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا اِبْتِغاءَ رِضْوانِ الله فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ٥٧ : ٢٧ . » [٣] ( ورهبانيتى كه آنان بدعت گذاشتند وما به آنان مقرر نداشته بوديم مگر جستجوى رضوان الله را ، آنان حق رهبانيت را ادا نكردند ) .
توضيح - بنا بر اين ترجمه معلوم مى شود كه رهبانيتى براى خلوت با نفس در راه تزكيه آن جايز بوده است ، ولى آنان همه چيز را ترك كردند وسر به كوه ها وصومعه ها وبيابانها نهادند . تفسير ديگر اين است كه ما رهبانيت را براى آنان به هيچ وجه مقرر نكرده بوديم ، ولى آنان بدعت گذاشتند وبراى رضاى خدا همان بدعت را مورد عمل قرار دادند .
روايت « لا رهبانية ولا سياحة فى الاسلام » [٤]
[١] سوره القصص ، آيهء ٨٨ . .
[٢] سوره الذاريات ، آيهء ٤٩ . .
[٣] سوره الحديد ، آيهء ٢٧ . .
[٤] سفينه ، قمى ، ج ١ ص ٥٤٠ . .