تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - تفسير ابيات
شمع روشن بدون روشن كننده معقول است يا با روشن كنندهء دانا يك صنعت خوب از دست آدم شل ونابينا برمى آيد يا از صحيح وسالم وبينا ؟ هر وقت كه ديدى مورد قهر قرار گرفتهاى وبر سرت گرز مصيبت وناگوارىها را فرود مى آورند ، معطل مباش مانند نمرود طغيانگر احمق به پيكار با خدا برخيز وتير به هوا بيانداز يا مانند سپاه وحشى مغول در حال جان كندن تير پرانى كن يا اگر توانستى از حيطهء سيطرهء الهى بگريز ، اما اى بىنوا ، تو كه در كف قدرت او بس ناچيزى كجا خواهى گريخت ؟ تو موقعى كه عدم محض بودى نتوانستى از كف الهى فرار كنى ، حالا كه گام به هستى گذاشته ودر قلمرو حكومت مطلقه اش قرار گرفتهاى چگونه وكجا خواهى گريخت ؟ كسى كه در صدد برمى آيد از قلمرو حكومت الهى بگريزد ، براى پيگيرى آرزوهايى است كه در مغز مى پروراند ، اين شخص در مقابل عدالت الهى خون تقوى را مى ريزد . اين جهان دامى است وآرزو دانه هايى كه در آن پاشيده شده است تا بتوانى از اين دام ودانه بگريز .
اگر اين راه را كه گفتم پيش بگيرى ، صدها انبساط وگشادگىها خواهى ديد ، وموقعى كه به انبساط وگشادگى رسيدى كه ضد انقباض وزندانى بودن است ، مزيت وعظمت انبساط را خواهى فهميد ، واحتمال مى رود كه منظور از مصرع دوم اين باشد كه اگر راهى بر ضد اين راه پيش بگيرى به فساد وتباهى خواهى انجاميد . زيرا قاعده ى اساسى اين است كه -
چون شدى در ضد بدانى ضد آن ضد را از ضد شناسند اى جوان
تو هم فهم اين تضاد وانتخاب يكى از دو ضد را از قلب خود جستجو كن ، زيرا پيامبر ما فرموده است : استفت قلبك ( از قلب خود استفتا كن ) اگر چه مفتىهاى برونى مسائل مهمى را باز گو كنند .