تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - آتش زدن در شب و كشتن دزد آن را و غفلت آن مرد
بارقه هاى بسيار پر ارزش مى افروزد كه از نظر عظمت قابل مقايسه با هيچ موضوع با ارزش نمى باشد .
به طور كلى دو نوع بارقه در درون انسانهايى كه به ركود مغزى مبتلا نشدهاند ، سراغ داريم :
نوع يكم - بارقه هايى هستند كه بستگى به موقعيتهاى خاص روانى دارد كه اشخاص براى خود برمى گزينند ومتن زندگى خود را روى آن موقعيت قرار مى دهند ، موقعى كه دانش معينى مانند فيزيك به عنوان انگيزه ها وهدفهاى مغزى يك انسان موقعيت او را تثبيت كرده است ، اگر ذهن شخص مزبور دچار ركود وجمود حرفهاى نباشد ، معمولا در امتداد بينشهاى فيزيكى از بارقه هاى كم وبيش برخوردار خواهد بود .
اين بارقه ها هم به نوبت خود بر دو قسم اساسى تقسيم مى گردند :
الف - بارقه هايى هستند كه گاهى بعضى وگاه ديگر همهء معلومات فيزيكى ذهن فعال را روشن وصيقلى مى سازند ، به طورى كه دريافتهاى فيزيكى از جنبهء ذهنى خالص تجاوز كرده ومانند احساسات عالى ، فيزيكدان را متاثر مى سازد ، مانند شخصى كه معلومات تجريد شدهء موسيقى او به فعاليت مى افتد وموسيقى را مى نوازد .
ب - بارقه هاى ديگرى هستند كه پشت قلمرو معلومات را روشن مى سازند ومجهولى را معلوم مى نمايند ، اين قسم از بارقه ها به اكتشاف واختراع وسازندگى به معناى عمومى منجر مى گردد .
نوع دوم - بارقه هاى بسيار پر معنايى هستند كه به شخص وصنف ونژاد معينى مخصوص نبوده وهمهء انسانهاى معتدل به شرط آن كه دچار جمود فكرى وروانى نباشند ، از اين نوع برخوردارند . اين بارقه ها معمولا جزء يا مجموعى از آهنگ كلى هستى را كه شخص مفروض دريافته است روشن ونابتر مى سازد . شايد هم مقصود از حديث « ان الله فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها يا الا فاغتنموها » ( خدا را در روزگاران عمرتان دمهايى است ، در مسير آنها قرار بگيريد ، يا