تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
گفتم به نيرنگ وفسون پنهان كنم ريش درون پنهان نمى ماند كه خون بر آستانم مى رود
دو اصل روانى جاودانى را مطرح مى كند كه عامل فرسايش زمان را در آن دو راهيابى نيست :
اصل يكم - آن غم واندوه هاى شديد كه درون آدمى را سخت در فشار قرار مى دهد ، عامل نيرومندى از درون از عقده شدن آن جلو گيرى كرده ومى خواهد آن غم واندوه مانند بخار متراكم از ماشين درون آدمى رها شود .
اصل دوم - اثر حالات روانى انسان به طور طبيعى در رفتار وحركات وسكناتش بروز مى كند ونمى تواند آن را مخفى بدارد . مثنوى جلال الدين هم از اين موارد وجزئيات ومصاديق مخصوص به زمان خود خالى نبوده وبه طور فراوان وبىاختيار اصول وكليات عالى انسان را به وسيلهء آنها ودر زمينهء آنها پياده مى كند ، اما چنانكه در مبحث نمونه ها اشاره خواهيم كرد ، متفكر هشيار مى تواند آن موارد وجزئيات ومشخصات واختصاصات محيطى هفتصد سال پيش را حذف وتجريد نموده حقايق كلى وعالى را كه از دستبرد عوامل دگرگون كنندهء زمان محفوظ مانده است استنباط نمايد .
مسئلهء سوم - مى توان گفت : نه تنها واقعيتهاى فراوانى از ادبيات گذشتگان كهنه وفرسوده نشده است ، بلكه جريان زمان تدريجا پرده از گفته هاى جاودانى آنان بر كنار نموده وچيزى را كه آن روز قابل درك نبود ، امروز فاش مى كند . به عنوان مثال شايد اهميت عقده هاى روانى وتاثيرات مخرب آنها در دوران جلال الدين مولوى وپيش از او حتى قرنها پس از جلال الدين آنچنانكه ضرورت داشت ، تا دوران فرويد درك نمى گشت .
با اين حال جلال الدين در موارد متعددى از كتاب مثنوى موضوع عقده روانى را به طورى روشن بيان مى كند كه از نظر كليت نه از جنبهء تطبيقهاى جزئى ، انسان را به اين موضوع شوخى نما وادار مى كند كه بگويد فرويد يك روز پيش از نوشتن عقده هاى روانى در كلاس درس جلال الدين حاضر بوده وياد داشت مى كرده است .