تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٠ - روايت
ثوبان يقع سوطه وهو راكب فلا يقول لاحد ناولنيه حتى ينزل فيتناوله » [١] ( پيامبر اكرم فرمود هر كس يك چيز را با من تعهد كند ، من بهشت را براى او ضمانت مى كنم ثوبان گفت : « من » ، فرمود از مردم چيزى مخواه ، ثوبان گفت : بلى ، وهيچ وقت از كسى چيزى نمى خواست ، گاهى كه سوار مركبى بود ، تازيانه از دستش مى افتاد به كسى نمى گفت : آن تازيانه را به من بده ، تا خودش پائين مى آمد وتازيانه را بر مى داشت ) .
« عن ابى عبد الرحمن عوف بن مالك الاشجعى ، قال كنا عند رسول الله صلى الله عليه وآله تسعة او ثمانية او سبعه ، فقال : الا تبايعون رسول الله صلى الله عليه وآله وكنا حديث عهد ببيعته ، فقلنا قد بايعناك يا رسول الله ، فقال قال : الا تبايعون رسول الله صلى الله عليه وآله ؟ فبسطنا ايدينا وقلنا قد بايعناك يا رسول الله ، فعلام نبايعك ؟ قال ان تعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا والصلوات الخمس وتطيعوا وأسر كلمة خفيفة ولا تسألوا الناس ، فلقد رأيت بعض اولئك النفر يسقط سوط احدهم فما يسأل احدا يناوله » [٢] ابو عبد الرحمن عوف بن مالك اشجعى مى گويد : نه يا هشت يا هفت نفر در حضور پيامبر بوديم ، فرمود : به رسول خدا بيعت نمى كنيد ؟ در صورتى كه تازه به آن حضرت بيعت كرده بوديم ، عرض كرديم : يا رسول الله به تو بيعت كردهايم ، بار ديگر فرمود : به پيامبر خدا بيعت نمى كنيد ؟ دستها را باز كرديم وگفتيم : يا رسول الله ما كه با شما بيعت كردهايم ، براى چه دوباره بيعت كنيم ؟ فرمود : به اين كه خدا را بپرستيد وچيزى را به او شريك قرار ندهيد ونمازهاى پنجگانه را بر پا داريد واطاعت كنيد . . . در اين جا كلمهاى را آهسته فرمود ، واز مردم چيزى نخواهيد . پس از آن
[١] مسند احمد بن حنبل ، ج ٥ ص ٢٧٥ و ٢٧٦ و ٢٧٧ . .
[٢] الترغيب والترهيب ، ج ١ ص ٥٧٨ زكى الدين عبد العظيم المنذرى - سنن ابو داود سجستانى ج ١ ص ٣٢٨ - سنن ابن ماجه ج ٢ ص ٩٥٧ . .