تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - دليل سوم - تفسير شخصيت انسانى به طور عموم در اسلام
ودر صورت مقاومت ولجاجت شخصيت انسانى آنان مطرود مى باشد ودر صورت اخلال به زندگى ديگران از حقوق شخصيت طبيعى نيز محروم مى گردند .
ج - شخصيت مفيد غير معتقد به اصل - اين گونه شخصيت مطابق قانون عدالت منظور مى شوند ، يعنى كار وفعاليتشان محترم واز شخصيت طبيعى نيز برخوردار مى باشند .
د - شخصيت مقيد به اصول ماوراى طبيعى كه ضرورىترين آنها اعتقاد به وجود خدا وابديت وراهنمايان ماوراى طبيعى است .
شخصيت پيروان اديان سه گانه وساير امتهايى كه خود را از روى مدرك وابسته به خدا مى دانند ، يهود ونصارى ومسلمان از اين قسم است .
اينان از نظر تكامل روحى در گذرگاه ابديت به اقسام سه گانه ى گذشته برترى دارند .
ه - شخصيت اسلامى - به اين جهت كه فرد مسلمان به منطقىترين وفطرىترين اديان گرويده است ، اين گرايش زمينهء اعتلاى روحى او را بيش از ديگران آماده كرده است .
مسلماً اين افراد زمينهء ارزش عالىترى را در اختيار دارند كه اگر واقعا مطابق ادعا وگرايششان رفتار كنند ، نمونهء انسانى خواهند گشت كه مكتبهاى عالى بشرى سراغش را مى گيرد .
و - شخصيت با تقوا وفضيلت ، بنا به اصل ان اكرمكم عند الله اتقاكم ( با شرفترين شما در نزد خداوند با تقواترين شماهاست ) .
تذكر - چنانكه حق وارزش گروه الف يعنى شخصيت انسان طبيعى در مكتب اسلام براى همهء گروه هاى ششگانه محفوظ است ، هم چنان حق وارزش گروه ويعنى تقوا وفضيلت براى همه گروه هاى ششگانه منظور شده است ، به اين معنى كه تقوا وفضيلت در هر انسان ، مطابق شرايط ومقتضياتى كه دارد ارزش وحق خاصى به او مى دهد ، زيرا شخصيت با فضيلت وبا تقوا اين مقدار اعتلا پيدا كرده است كه از خود بينى وخود پرستى بالاتر رفته ،