تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - نتيجهء سوم
به آن هدف نباشد ، سرنوشت ايستادن ما در آن موقعيت دستخوش قدرت همان ذرهاى خواهد بود كه براه افتاده است .
اين است اصل اساسى رو بناى جهان طبيعت . آيا جلال الدين با استفاده از قرآن مجيد در اين ميدان كارزار نگويد كه .
« وأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اِسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ٨ : ٦٠ . . . » [١] ( هر چه بتوانيد در مقابل آنان كه با ايده آل حيات شما مبارزه مى كنند ، قدرت به دست بياوريد ) اين يك بايستگى الزامى است براى كسى كه مى خواهد مشعل زندگى خود را در ميان طوفان ذرات قدرت جو ومتحرك عبور بدهد . كوششهاى داروين از نظر زيست شناسى ونيچه وتوماس هابس از ديدگاه انسانى كه براى آنها مطرح شده بود ، در اثبات تنازع قدرت آن قدرها هم كه مردم گمان مى كنند تازگى نداشته است .
آنان يك اصل بديهى را در رو بناى طبيعت وزير بناى آن دنبال مى كردند كه بازى گربه با موش وهجوم ببر به آهو حتى براى مردم باستانى هم ولو به طور خام اثبات كرده بود .
من فرض مى كنم كه اينان در تعريف زندگى ولزوم دفاع از آن در زمينهء بقاى موجود جاندار كار تازهاى انجام دادهاند ، آيا نمى بايست خود آنان يا متفكرين ديگر برخيزند وبكوشند تا خود مسئلهء تنازع در بقا را حل نموده وقدرتهايى را كه در اين درياى خون مستهلك مى شدند ، مهار نموده وراهى براى بهره بردارىهاى صحيح از آن قدرتها به سود انسان نشان بدهند . جلال الدين با استفاده از شريفترين وپاينده ترين اصول انسانى دست به تفسير ومهار قدرتها زده ومى گويد : اگر شما قدرتمنديد واگر شما از نام وعنوان پر طمطراق انسانى واقعا برخورداريد چرا قدرتها را در راه برگردانيدن انگور به غوره مصرف مى كنيد آيا بهترين راه مصرف قدرتها كوشش براى ايجاد وحدت در نفوس انسانى نيست كه تضاد وتنوع
[١] سوره الانفال ، آيهء ٦٠ . .