پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢ - شرح و تفسير
بدهى. اگر چنين است هر تهمتى مىخواهى بزن والسلام»؛ (وَ لَعَمْرِي، يَا مُعَاوِيَةُ، لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى [١]، فَتَجَنَ [٢] مَا بَدَا لَكَ، وَ السَّلَامُ).
از قضاياى عجيب تاريخ صدر اسلام اين است كه گروهى در زمان عثمان به مخالفت شديد با او برخاستند و حتى در قتل او مستقيم يا غير مستقيم نقش داشتند؛ ولى بعد از قتل عثمان ناگهان تغيير مسير داده و به خونخواهى او برخاستند و بر كشته شدن مظلومانه او اشك تمساح ريختند. اينگونه تغيير مسيرها در دنياى سياستهاى مادى، عجيب نيست؛ ولى اينها كه دم از اسلام مىزدند چگونه اين اعمال خود را توجيه مىكردند.
ماجراى قتل عثمان از علل شورش بر ضد او گرفته تا حوادثى كه در اين مورد رخ داد و عثمان را مجبور به توبه و كنارهگيرى كردند و اينكه عثمان توبه را پذيرفت اما كنارهگيرى را نپذيرفت و دفاعهايى كه امير مؤمنان على عليه السلام براى حفظ جان او كرد كه مبادا دامنه فتنه تمام كشور اسلام را فرا بگيرد و همچنين چگونگى قتل عثمان و حوادث بعد از آن، از مسائل مهمى است كه در تاريخ اسلام بحث شده و دقت در آن مىتواند مسائل زيادى را روشن سازد.
ما در اين باره در بحثهاى گذشته از جمله در جلد اوّل، در شرح خطبه شقشقيه (صفحه ٣٧١ به بعد) و جلد دوم ذيل خطبه ٣٠ (صفحه ٢٣٧ تا ٢٤١) و همچنين ذيل خطبه ٤٣ (صفحه ٤٨٨) مطالبى را ذكر كردهايم.
[١]. «تتجنى» در اصل از ريشه «جنايت» گرفته شده و هنگامى كه به باب تفعل ميرود مفهومش اين است كه كسى مىخواهد جنايتى را بر عهده ديگرى بگذارد در حالى كه او مرتكب آن نشده است و اين همان مفهوم تهمت است.
[٢]. «تجنّ» اين واژه فعل امر است از همان ريشه «تجنّى» كه قبلًا شرح آن داده شد و مفهوم تمام جمله اين است كه اى معاويه تو خود مىدانى نسبت دادن خون عثمان به من يك تهمت است، حال كه مىدانى هر چه مىخواهى در اين زمينه بگو.