پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - شرح و تفسير دعاى جامعى براى ميدان نبرد
شوند؛ و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند؛ زيرا هيچگونه تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا به آنها نمىرسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مىشود بر نمىدارند، و ضربهاى از دشمن نمىخورند مگر اينكه به خاطر آن عمل صالحى براى آنها نوشته مىشود؛ زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند و هيچ مال كوچك يا بزرگى را (در اين راه) صرف نمىكنند و هيچ سرزمينى را (به سوى ميدان جهاد يا در بازگشت) نمىپيمايند جز اينكه براى آنها نوشته مىشود؛ تا خداوند آن را به عنوان بهترين اعمالشان، پاداش دهد». [١]
سپس امام عليه السلام در ادامه اين سخن به انگيزه دشمنان براى جنگ با او اشاره مىكند تا سربازانش به حقيقت امر آشنا گردند؛ عرضه مىدارد: «خداوندا كينه نهانى اين گروه آشكار شده و ديگهاى دشمنى و عداوت در سينه آنان به جوش آمده است»؛ (اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ، وَ جَاشَتْ [٢] مَرَاجِلُ [٣] الْأَضْغَانِ). [٤]
اشاره به اينكه اينها همان كينههاى عصر جاهليّت و زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است كه در زمان پيروزى آن حضرت همه را مخفى داشتند و به ظاهر مسلمان شدند ولى كينه و عداوت را در دل پنهان مىكردند و اين منافقان بعد از زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله زمينه را براى آشكار ساختن آن كينهها مناسب ديدند.
چه كسى انكار مىكند كه معاويه، فرزند دشمن شماره يك پيغمبر صلى الله عليه و آله ابوسفيان و هند معروف به جگرخوار است و همدستان او گروهى از منافقان و دشمنان اسلام در عصر ظهور اسلام و يا فرزندان آنها بودند و احقاد بدريّه و حنينيّه و غير آن را در برابر امام عليه السلام بروز دادند.
[١]. توبه، آيه ١٢٠ و ١٢١.
[٢]. «جاشت» از ريشه «جيش» بر وزن «عيش» به معناى جوشيدن و به غليان آمدن است. اين واژه در غليان ظاهرى اشيا و يا غليان معنوى و درونى؛ مانند غليان غم و غصه در درون سينهها اطلاق مىشود.
[٣]. «مراجل» جمع «مرجل» بر وزن «منبر» به معناى ديگ است.
[٤]. «اضغان» جمع ضغن به معناى كينه است.