پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٦ - شرح و تفسير بيست و هشت اندرز ديگر
هستند كه اگر اصلاح شوند، مردم اصلاح مىشوند و اگر فاسد بشوند مردم فاسد مىگردند: بعضى از حاضرن از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند: آن دو گروه كدامند؟
فرمود: عالمان و حاكمان». [١]
در بعضى از تواريخ آمده است كه روزى انوشيروان كارگزاران روستاهاى خود را جمع كرد و گوهر گرانبهايى در دست داشت و آن را در دست خود مىگرداند. به آنها خطاب كرد و گفت: چه چيز بيش از هر چيز به روستاها زيان مىرساند و آن را به نابودى مىكشاند؟ هر كس از شما پاسخ صحيح آن را بگويد اين گوهر گرانبها را در دهانش مىگذارم.
بعضى گفتند: قطع شدن آب و بعضى گفتند: خشكسالى. بعضى ديگر گفتند:
غلبه بادهاى مخالف (انوشيروان هيچ كدام را نپسنديد) آنگاه رو به وزيرش (بوذرجمهر) كرد و به او گفت: تو پاسخ بگو من تصور مىكنم عقل تو به اندازه عقل همه رعايا يا بيشتر است. بوذرجمهر گفت: عامل ويرانى و فساد آباديها تغيير رأى سلطان درباره رعيّت و تصميم بر ظلم و جور گرفتن اوست.
انوشيروان گفت: آفرين بر اين عقل تو ... آن گاه گوهر گرانبها را در دهان او قرار داد. [٢]
بيست و هفتم. «پيش از سفر ببين كه همسفرت كيست و پيش از انتخاب خانه ببين كه همسايهات كيست»؛ (سَلْ عَنِ الرَّفِيقِ قَبْلَ الطَّرِيقِ، وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ).
اين سخن امام عليه السلام واقعيتى است كه بارها مردم آن را تجربه كردهاند، زيرا به هنگام سفر غالبا پردهها كنار مىرود و درون اشخاص ظاهر مىشود؛ اگر همسفر انسان آدمى نادرست و بىتقوا يا بخيل و سنگدل يا بد خلق باشد آرامش را به
[١]. بحارالانوار، ج ٢، ص ٤٩، ح ١٠.
[٢]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ١٢١.