پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - شرح و تفسير مأمورين سنگين و پر اهمّيّت
شرح و تفسير مأمورين سنگين و پر اهمّيّت
امام عليه السلام در اين بخش از خطبه، بار ديگر محمد بن ابىبكر را مخاطب ساخته و چهار دستور مهم به او مىدهد. نخست به عنوان مقدمه مىفرمايد: «اى محمد بن ابىبكر! بدان كه من تو را سرپرست و والى بزرگترين بخش و امّت از كشور (اسلام) نمودم و آن اهل مصرند»؛ (وَ اعْلَمْ- يَا مُحَمَّدُ بْنَ أَبِي بَكْرٍ- أَنِّي قَدْ وَلَّيْتُكَ أَعْظَمَ أَجْنَادِي فِي نَفْسِي أَهْلَ مِصْرَ).
اجناد جمع جند در اصل به معناى لشكر است ولى گاه به بخشهاى مختلف يك كشور يا به كسانى كه در آن بخش زندگى مىكنند نيز اطلاق مىشود. به هر حال اين جمله بخوبى نشان مىدهد كه امام عليه السلام براى اهل مصر اهمّيّت و احترام بسيارى قائل بود و آنها را بزرگترين گروه امّت اسلامى مىدانست، زيرا مصر يك سرزمين بزرگ تاريخى، داراى تمدنى كهن و مردمى آگاه و باهوش و پر تلاش است.
آن گاه امام عليه السلام به بيان نخستين و مهمترين توصيه خود مىپردازد و مىفرمايد:
«بنابراين شايسته است كه با خواستههاى دلت مخالفت كنى (چرا كه جهاد با نفس برترين جهاد است)»؛ (فَأَنْتَ مَحْقُوقٌ [١] أَنْ تُخَالِفَ عَلَى نَفْسِكَ).
جهاد با نفس بر همه لازم است ولى بر واليان و استانداران و فرمانداران لازمتر، زيرا آنان هميشه در معرض وسوسههاى نفس و شيطان قرار دارند و اگر در اين مبارزه مغلوب شوند، ظلم و فساد، مناطق تحت فرمانشان را فرا مىگيرد.
سپس به بيان دومين دستور پرداخته مىفرمايد: «بر تو لازم است كه از دينت دفاع كنى، هر چند بيش از يك ساعت از روزگار تو باقى نمانده باشد»؛ (وَ أَنْ تُنَافِحَ [٢]
[١]. «محقوق» از ريشه «حق» گرفته شده و در اينجا به معناى شايسته و سزاوار است.
[٢]. «تنافح» از ريشه «منافحه» به معناى دفاع از چيزى گرفته شده و ريشه آن «نفح» بر وزن «فتح» است كه غالباً به معناى نسيم ملايم و بوى خوش مىآيد و گاه به معناى دفع كردن چيزى است و «منافحه» از همين معنا گرفته شده است.