پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - ٢ شريح كيست؟
گفتهاند، نادرست است؛ در اينكه آيا او از صحابه بود يا نه در ميان مورخان گفتگو است. در كتاب اسد الغابة آمده است كه او زمان پيغمبر اكرم را درك كرد ولى هرگز حضرت را ملاقات ننمود. بعضى گفتهاند ملاقات نمود و نزد پيامبر آمد و مسلمان شد سپس عرض كرد: اى رسول خدا من خانوادهاى پر جميعت در يمن دارم؛ پيامبر فرمود: آنها را نزد من بياور؛ ولى هنگامى كه آنها را به مدينه آورد پيغمبر اكرم رحلت فرموده بود.
ابن اثير در اسدالغابة مىگويد: عمر او را قاضى كوفه قرار داد و اين منصب تا زمان امير مؤمنان على عليه السلام ادامه داشت و حضرت نيز او را به موجب سوابقش در اين كار ابقا فرمود؛ ولى طبق روايت معتبرى كه در كتاب وسائل الشيعة آمده به او شرط كرد حكم نهايى را بدون اطّلاع آن حضرت صادر نكند: (لما ولّى امير المؤمنين شريحا القضاء اشترط عليه ان لا ينفذ القضاء حتى يعرضه عليه). [١]
اين منصب حتى تا زمان حجاج ادامه داشت.
جمعى از مورخان او را فرد باهوش و زيركى دانستهاند؛ ولى اين دليل نمىشود كه خطاهاى مهمى نيز در امر قضا مرتكب نشده باشد كه نمونههاى آن نيز در كتب حديث آمده است. [٢]
(دميرى) نويسنده كتاب حياة الحيوان مىنويسد: كسى به شعبى (يكى از تابعين) گفت: اين ضرب المثلى كه معروف شده: «ان شريحاً كان ادهى من الثعلب و احيل؛ شريح از روباه مكارتر است» به چه معناست؛ شعبى در جواب گفت: شريح در ايامى كه بيمارى طاعون به صورت همهگير (در كوفه) آمده بود، به سوى سرزمين نجف رفت هنگامى كه نماز مىخواند روباهى مىآمد و در مقابل او مىايستاد و ادا و اطوار او را در مىآورد و مايه هواس پرتى او در نماز مىشد
[١]. وسائلالشيعه، ج ١٨، ص ٦ (حديث اوّل باب سوم ابواب صفات قاضى).
[٢]. كافى، ج ٧، ص ٣٨٥، ح ٥.