پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - شرح و تفسير آيندهه شوم و تاريك دشمن!
بخش چهارم
وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ جِئْتَ ثَائِراً بِدَمِ عُثْمَانَ. وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَيْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمَانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاكَ إِنْ كُنْتَ طَالِباً، فَكَأَنِّي قَدْ رَأَيْتُكَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْكَ ضَجِيجَ الْجِمَالِ بِالْأَثْقَالِ، وَ كَأَنِّي بِجَمَاعَتِكَ تَدْعُونِي جَزَعاً مِنَ الضَّرْبِ الْمُتَتَابِعِ، وَ الْقَضَاءِ الْوَاقِعِ، وَ مَصَارِعَ بَعْدَ مَصَارِعَ، إِلَى كِتَابِ اللَّهِ، وَ هِيَ كَافِرَةٌ جَاحِدَةٌ، أَوْ مُبَايِعَةٌ حَائِدَةٌ.
ترجمه
تو گمان كردى براى انتقام خون عثمان آمدهاى، درحالى كه خوب مىدانى خون او كجا (و به دست چه كسى) ريخته شد و اگر به راستى طالب خون او هستى، از همان جا كه ميدانى آنرا طلب كن، گويا تو را مىبينم كه از رويارويى در جنگ ضجه و ناله مىكنى همچون شتران سنگين بار و گويا تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيت خود بر اثر ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست و كشتگانى كه پشت سر هم روى زمين مىافتند، ناله و فرياد بر آوردهاى و مرا به كتاب خدا دعوت مىكنى و اين در حالى است كه جمعيت تو به آن كافر و منكرند يا بيعت خود را شكستهاند.
شرح و تفسير آيندهه شوم و تاريك دشمن!
در آخرين بخش اين نامه امام عليه السلام باز به از داستان قتل عثمان سخن مىگويد كه معاويه آن را بهانهاى براى تمرّد و مخالفت خود قرار داده بود و خونخواهى