پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨ - ترجمه
اشاره به اينكه كسى مىتواند زبان به اعتراض بگشايد كه نسبت به همه چيز آگاه باشد و فلسفه تمام حوادث را بداند و آن را موافق حكمت نبيند در حالى كه چنين نيست؛ معلومات انسان در برابر مجهولاتش همچون قطره در مقابل درياست. در آغاز عمر چيزى نمىداند و تدريجاً نسبت به بعضى امور آگاه مىشود و چه بسيار امورى كه در آغاز از فلسفه آن بى خبر است؛ اما چيزى نمىگذرد كه حكمت آن بر او آشكار مىشود. آيا انسان با اين علم محدود و با اين تجاربى كه درباره جهل و علم خود دارد مىتواند در مورد آنچه نمىداند لب به اعتراض باز كند؟!
امام عليه السلام در پايان اين قسمت، فرزندش را دستور به تمسك به ظل عنايت و الطاف الهى و توجّه به ذات پاك او مىدهد كه در هر حال كليد نجات است، مىفرمايد: «بنابراين به آن كس كه تو را آفريده و روزى داده و آفرينش تو را نظام بخشيده تمسك جوى و تنها او را پرستش كن و فقط رغبت و محبّت تو تنها به سوى او باشد و تنها از (مخالفت) او بترس»؛ (فَاعْتَصِمْ بِالَّذِي خَلَقَكَ وَ رَزَقَكَ وَ سَوَّاكَ، وَ لْيَكُنْ لَهُ تَعَبُّدُكَ، وَ إِلَيْهِ رَغْبَتُكَ، وَ مِنْهُ شَفَقَتُكَ).
اين چهار دستور كوتاه و پر معنا به يقين ضامن سعادت هر انسانى است اعتصام به ظل عنايت پروردگار و پرستش او و توجّه به ذات پاكش و ترس از مجازاتش.
در جمله «الَّذِي خَلَقَكَ وَ رَزَقَكَ وَ سَوَّاكَ» كه در واقع برگرفته از آيات قرآن مجيد است: «الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّى* وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدَى* وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى» [١] نخست اشاره به آفرينش، سپس روزى و بعد تسويه و نظام بخشيدن به وجود انسان از نظر جسم و جان آمده است در حالى كه مىدانيم نخست خلقت است و بعد تسويه و سپس رزق و روزى؛ اما با توجّه به اينكه عطف به واو هميشه دليل بر
[١]. اعلى، آيه ٢- ٤.