پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - ١ اعتقادات و اعمال معاويه
من حكومت مصر و اطراف آن را. معاويه نوشت: سپس مىافزايد: عتبة بن ابوسفيان وارد بر معاويه شد در حالى كه با عمرو بن عاص درباره مصر سخن مىگفت و عمرو به او گفت: من دينم را در مقابل حكومت مصر به تو مىفروشم عتبه گفت: اين مرد دينش را ثمن و بهاى معامله قرار داد. [١]
٨. ابن اثير نيز در كامل التواريخ از حسن بصرى نقل مىكند كه مىگويد: چهار چيز در معاويه بود كه حتى اگر تنها يكى از آنها را داشت موجب هلاكت (اخروى) وى مىشد: نخست اينكه امر حكومت را با شمشير به دست گرفت در حالى كه بقاياى صحابه و صاحبان فضيلت كه از او برتر بودند وجود داشتند. دوم اينكه فرزند شراب خوارش را كه لباس ابريشمين مىپوشيد و طنبور مىزد، خليفه بعد از خود كرد. سوم اينكه ادعا كرد زياد برادر من است در حالى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده بود: فرزند به پدر رسميش ملحق مىشود و نصيب فرد زناكار سنگ است. چهارم اينكه حجر بن عدى (آن مرد پاك ايمان) را به قتل رساند. [٢]
٩. مطابق آنچه بيهقى در كتاب «محاسن و مساوى» آورده است، يك نفر مرد شامى از ابن عباس سؤال كرد ناكثين (پيمان شكنانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنان خبر داده بود) چه كسانى بودند؟ ابن عباس گفت: كسانى كه با على عليه السلام در مدينه بيعت كردند سپس بيعت خود را شكستند و در بصره در جنگ جمل در برابر او حضور پيدا كردند و منظور از «قاسطين» معاويه و اصحاب اوست و «مارقين» اشاره به اهل نهروان است. [٣]
١٠. اين قسمت را با سخن عجيبى كه در مروج الذهب مسعودى و در موفقيّات زبير بن بكار و در شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد آمده است پايان
[١]. عقد الفريد، ج ٥، ص ٨٧.
[٢]. كامل التواريخ، ج ٣، ص ٤٨٧.
[٣]. المحاسن و المساوى، ص ٤٣ چاپ بيروت (مطابق نقل شرح احقاق الحق، ج ١٥، ص ٦٢).