پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - شرح و تفسير ايمان به يكتايى او
نخست مىفرمايد: «ولى او خداوند يگانه است، همان گونه كه خودش را به اين صفت توصيف كرده است»؛ (وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ).
اين وصف نتيجه استدلالى است كه امام عليه السلام قبلًا بيان فرمود كه اگر پروردگار و معبود ديگرى بود، فرستادگان او به سراغ تو مىآمدند و آثار ملك و سلطانش را در همه جا مىديدى و افعال و صفاتش را در جبين موجودات مشاهده مىكردى و چون چنين نيست نتيجه مىگيريم كه او خداوندى است يكتا. اضافه بر اين در قرآن مجيد نيز بارها خودش را به يكتايى توصيف كرده كه نمونه بارز آن سوره توحيد است و از آنجا كه او صادق است و كذب و دورغ كه نتيجه نياز و عجز و هواپرستى است در ذات او راه ندارد، بنابراين مىتوانيم در اين وصف و ساير صفاتش، بر دليل سمعى؛ يعنى آيات و روايات قطعى تكيه كنيم.
در دومين وصف مىفرمايد: «هيچ كس در ملك و مملكتش با او ضديت نمىكند»؛ (لَا يُضَادُّهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ).
اين همان توحيد در حاكميّت است كه يكى از شاخههاى توحيد افعالى است؛ مالك يكى است و حاكم يكى. دليل آن هم روشن است، زيرا وقتى بپذيريم خالق اوست طبعا مالك و حاكم جز او نمىتواند باشد. آن هم خالقيت مستمر، چرا كه مىدانيم خلقتش دائمى است؛ يعنى ما لحظه به لحظه آفريده مىشويم درست مانند نور چراغ كه به منبع مولّد برق ارتباط دارد و اگر يك لحظه رابطهاش قطع شود خاموش مىگردد. آرى او همه روز خالق است و همواره حاكم و مالك.
آن گاه در بيان سومين و چهارمين وصف مىافزايد: «و هرگز زايل نخواهد شد و همواره بوده است»؛ (وَ لَا يَزُولُ أَبَداً وَ لَمْ يَزَلْ).
دليل اينها روشن است، زيرا مىدانيم او واجب الوجود است، واجب الوجود حقيقتى است كه به تعبير ساده، وجودش از ذاتش مىجوشد، بنابراين چنين وجودى ازلى است و بايد ابدى باشد. موجودى حادث است كه وجودش از