پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣ - شرح و تفسير راهيان جهان ديگر دو گروهند
تهمت زنند يا با القاب زشت و ناپسند تو را ياد كنند يا سخنان ديگرى كه اسباب آزردگى خاطرت شود نگويند، تو نيز غيبت ديگران مكن و به كسى تهمت نزن و القاب زشت بر كسى مگذار و با سخنان نيش دار خاطر ديگران را آزرده مكن.
به راستى اگر اين اصل مهم اخلاقى با شاخ و برگهاى هفتگانهاى كه امام عليه السلام براى آن شمرده در هر جامعهاى پياده شود، صلح و صفا و امنيت بر آن سايه مىافكند و نزاعها و كشمكشها و پروندههاى قضايى به حداقل مىرسد. محبّت و صميميت در آن موج مىزند و تعاون و همكارى به حد اعلى مىرسد زيرا همه مشكلات اجتماعى از آنجا ناشى مىشود كه گروهى همه چيز را براى خود مىخواهند و تنها به آسايش و آرامش خود مىانديشند و انتظار دارند ديگران درباره آنها كمترين ستمى نكنند و سخنى بر خلاف نگويند؛ ولى خودشان آزاد باشند، هر چه خواستند در باره ديگران انجام دهند و يا اينكه براى منافع و حيثيت و آبرو و آرامش ديگران ارزشى قائل باشند؛ ولى نه به اندازه خودشان، براى خودشان خواهان حد اكثر باشند و براى ديگران حد اقل.
آنچه را امام عليه السلام در تفسير اين اصل اخلاقى بيان فرموده در كلام هيچ كس به اين گستردگى ديده نشده است، هر چند ريشههاى اين اصل- به گفته مرحوم مغنية در شرح نهجالبلاغهاش در تفسير همين بخش از كلام مولا- به طور اجمالى در گذشته وجود داشته است.
او مىگويد: «ما نمىدانيم چه كسى نخستين بار اين سخن طلايى را بيان كرده ولى هر چه باشد همه انسانهاى فهميده در آن اتفاق نظر دارند، زيرا معناى برادرى و انسانيّت و تعامل انسانها با يكديگر و قدرت و پيروزى، بدون محبّت حاصل نمىشود. زندگى بدون محبّت سامان نمىيابد و مفهومى نخواهد داشت و نقطه مقابل محبّت كه نفرت و كراهت است جز جنگ و جدايى و سستى نتيجهاى نخواهد داشت». [١]
[١]. فى ظلال نهجالبلاغه، ج ٣، ص ٥٠٢.