پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦١ - شرح و تفسير حق دوست را ضايع مكن
نااميدى و بدبينى نشود و زبان به نفرين و آه و ناله نگشايد. شاهد اين سخن حديث معروفى است كه از پيغمبر اكرم نقل شده زمانى كه شنيد گردنبند عايشه را سارقى برده است و عايشه پيوسته به سارق نفرين مىكند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«لا تمسحى عنه بدعائك؛ عذاب او را با نفرينهاى خود از بين نبر» [١] يعنى خويشتندار باش و بدان او به خود ستم كرده و خداوند در برابر صبر و تحمل به تو پاداش خواهد داد.
در اينجا نكته باريكى است كه بايد به آن توجّه داشت و آن اينكه ظالم (مثلًا سارق) هم خسارت مالى بر مظلوم وارد مىكند و هم او را گرفتار آزار روحى مىسازد و خدا به هر دو علت او را مجازات خواهد كرد؛ ولى اگر مظلوم با نفرينهاى مكرر تشفىِ قلب و آسودگى خاطر پيدا كند طبعا عذاب ظالم كمتر مىشود.
از آنچه گفتيم روشن مىشود اينكه بعضى از شارحان مانند ابن ابى الحديد تمايل به اين سخن پيدا كردهاند كه خاموش نشستن در برابر ظلم ظالم قاعدهاى كلى است، اشتباه بزرگى است؛ بلكه بايد گفت اين يك استثناست و مربوط به موارد خاص است و اصل كلى در اسلام نه ظلم كردن و نه تن به ظلم دادن است.
سرانجام امام عليه السلام در ششمين توصيه اين بخش از وصيّتنامه مىفرمايد:
«و پاداش كسى كه تو را خوشحال مىكند اين نيست كه به او بدى كنى»؛ (وَ لَيْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءَهُ).
اين در واقع برگرفته از قرآن مجيد است كه مىفرمايد: «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ»؛ آيا جزاى نيكى جز نيكى است». [٢]
بعضى از شارحان اين جمله را كلام مستقل ندانستهاند و گفتهاند ادامه توصيه
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ١١١.
[٢]. الرحمن، آيه ٦٠.