پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - ١ اعتقادات و اعمال معاويه
عجب اى فرزند عبداللَّه (منظورش پيغمبر اسلام بود) تو همت بلندى داشتى راضى نشدى جز اينكه اسم خودت را در كنار اسم خدا قرار دهى و شهادت به نبوّت را تكرار نكرد. [١]
٥. احمد بن حنبل در كتاب مسند خود از عبداللَّه بن بريده نقل مىكند كه مىگويد: من و پدرم وارد بر معاويه شديم ما را بر فرشى (كه در كنار او بود) نشاند سپس غذايى آوردند و خورديم. سپس شراب آوردند معاويه از آن نوشيد و به دست پدرم داد، پدرم گفت: از آن روزى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را حرام كرده هرگز از آن ننوشيدهام. [٢]
٦. ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغه خود مىگويد: «قد طعن كثير من اصحابنا فى دين معاويه و لم يقتصروا على تفسيقه و قالوا عنه: انه كان ملحدا لا يعتقد النبوة و نقلوا عنه فى فلتات كلامه و سقطات الفاظه ما يدل على ذلك؛ اصحاب ما (منظور ابن ابى الحديد گروه معتزله از اهل سنّت است) معاويه را فقط فاسق نمىدانند، بلكه اعتقادات او را نيز مخدوش مىشمارند و گفتهاند او ملحد بود و اعتقادى به نبوّت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نداشت و سخنانى كه گاه از زبان او مىپريد و دلالت بر اين معنا داشت را نقل كردهاند». [٣]
٧. مشكلات ايمان و عمل معاويه به اندازهاى بود كه حسن بصرى مطابق آنچه ابن عبد ربه در عقد الفريد آورده است مىگويد: به خدا سوگند اگر عمرو بن عاص با معاويه بيعت نكرده بود امر حكومت براى او استقرار نمىيافت. معاويه به عمرو گفت: با من بيعت كن عمرو گفت: براى چه؟ براى آخرت؟ و اللَّه آخرتى با تو نيست يا براى دنيا؟ به خدا سوگند دنيا نيز با تو نخواهد بود مگر اينكه من با تو شركت كنم! معاويه گفت: تو شريك من در دنيا باش عمرو گفت: بنويس براى
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٠، ص ١٠١.
[٢]. مسند احمد، ج ٥، ص ٣٤٧.
[٣]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ٥، ص ١٢٩.