پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦ - نكته بدهكارى در لباس طلبكار!
اشاره به عذاب دردناك و شديد قوم لوط مىكند. قومى كه عذابشان از همه اقوام ستمكار و مشرك شديدتر بود، زيرا خداوند شهرهاى آنها را زير و رو كرد سپس بارانى از سنگ بر ويرانههاى آن فرستاد. «فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنْضُودٍ* مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ مَا هِيَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعيدٍ». [١]
شايان توجّه است كه در كتاب صفين نصر بن مزاحم آمده است روزى سعد بن قيس، صحابى معروف برخاست و در ميان ياران خود خطبه خواند و گفت:
اصحاب و ياران محمد صلى الله عليه و آله با ما هستند و در ميان جمعيت ما به خدايى كه نسبت به بندگانش بصير است سوگند اگر فرمانده ما غلامى حبشى بود در حالى كه هفتاد نفر از بدريين با ما هستند، مىبايست بينا و خوش دل باشيم حال چگونه خواهد بود در حالى كه رييس ما پسر عموى پيغمبر ما از رزمندگان بدر است، او كه در كوچكى با پيغمبر نماز خواند و در بزرگى با او جهاد كرد در حالى كه معاويه از مشركان آزاد شده روز فتح مكّه است. پدرش نيز چنين بود؛ ولى گروهى را اغوا كرده و وارد آتش دوزخ نموده و داغ ننگ را بر پيشانى آنها زده است. [٢]
نكته بدهكارى در لباس طلبكار!
ضرب المثل معروفى است كه از قديم گفتهاند: «اگر مىخواهى بدهكار نشوى طلبكار شو» و معاويه از كسانى بود كه از اين ضرب المثل استفاده فراوان مىكرد و نامه معاويه كه امام عليه السلام نامه فوق را در جواب او نگاشته، مصداق بارز آن است، زيرا او در حالى كه مرتكب كارهاى خلاف متعدّدى شده بود و پيشينه سويى
[١]. هود، آيه ٨٢ و ٨٣.
[٢]. صفين، ص ٢٣٦.