پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - نكته باز هم درباره قتل عثمان
هنگامى كه مرد بزرگوارى مانند عمار كه به يقين از بهشتيان بود، اقرار به شركت در قتل عثمان مىكند و دليل آن را بدعتهاى خطرناك او مىداند، روشن است كه امام اجازه نمىدهد اينگونه افراد از مهاجران و انصار و تابعان به دست معاويه داده شود تا آنها را به قتل برساند.
ريشههاى قيام مسلمانان عليه عثمان را در پنج امر مىتوان جستجو كرد:
١. تعطيل شدن حدود و موازين الهى در دوران خليفه سوم.
٢. تقسيم بيتالمال در ميان بنىاميّه.
٣. مسلط ساختن بنىاميّه بر مراكز حساس اسلامى.
٤. ضرب و جرح ياران پيامبر صلى الله عليه و آله همچون عبداللَّه بن مسعود و عمار ياسر.
٥. تبعيد شخصيتهايى مانند ابوذر، مالك اشتر، صعصعة بن صوحان و برادرش و عمرو بن حِمَق خُزاعى.
موج مخالفت با عثمان و اعتراض بر او چندان شديد و گسترده بود كه حتى افرادى همچون عبدالرحمن بن عوف كه پيروزى عثمان در شوراى شش نفره عمر، مرهون ابتكار و خدعه او بود، عليه وى به اعتراض برخاستند. عبدالرحمن به همين جهت تا پايان عمرش با خليفه سخن نگفت و حتى وقتى عثمان در دوران بيمارى او براى عيادتش آمده بود از خليفه روى برگردانيد و حاضر به سخن گفتن با وى نشد. [١]
در اين ميان عايشه همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيش از ديگران اعمال عثمان را تخطئه مىكرد و حتى پس از ضرب عمار ياسر كه به دستور عثمان صورت گرفت، عايشه جامه و كفش پيامبر صلى الله عليه و آله را بيرون آورد و گفت: مردم! هنوز لباس و كفش پيامبر صلى الله عليه و آله فرسوده نشده است اما شما سنّت او را فراموش كردهايد.
[١]. انساب الاشراف بلاذرى، ج ٥، ص ٥٧؛ تاريخ طبرى، ج ٥، ص ١١٣؛ العقد الفريد، ج ٢، ص ٢٥٨ و ٢٦١ و ٢٧٢.