پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٢ - شرح و تفسير بيست و هشت اندرز ديگر
حكيمى و دانايى صادر شود آن را بر او ببخشيد». [١]
در امالى، ذيل اين حديث چنين آمده است: «فَإِنَّهُ لَا حَكِيمَ إِلَّا ذُو عَثْرَةٍ وَ لَا سَفِيهَ إِلَّا ذُو تَجْرِبَةِ؛ زيرا هيچ دانايى بدون لغزش و هيچ نادانى بدون تجربه نيست». [٢]
بيست و دوم. «بدى را به تأخير بيفكن (و در آن عجله نكن) زيرا هر زمان بخواهى مىتوانى انجام دهى»؛ (أَخِّرِ الشَّرَّ فَإِنَّكَ إِذَا شِئْتَ تَعَجَّلْتَهُ).
اشاره به اينكه خوبى احتياج به مقدماتى دارد كه انسان بايد براى آن عجله كند در حالى كه بدى در هر زمان و در هر شرايط از هر شخصى ساخته است.
اين سخن ممكن است به اين معنا باشد كه در مجازاتها و توبيخ و سرزنشهاى به حق عجله مكن چرا كه در هر زمان ميسّر است شايد بعدا پشيمان شوى و راه بازگشت بر تو بسته شده باشد.
اين احتمال نيز در تفسير جمله بالا به جمله مورد بحث وجود دارد كه كنايه از ترك هر گونه شر و بدى به ناحق باشد مثل اينكه گاه بعضى از افراد مىگويند: ما چنان ناراحت شدهايم كه مىخواهيم دست به خودكشى بزنيم و ما به آنها مىگوييم: خودكشى دير نمىشود و هر زمان ممكن است. بيا تا راه اصلاح مشكلات را جستجو كنيم. به يقين مفهوم اين سخن آن نيست كه بعدا اقدام به خودكشى كن، بلكه كنايه از ترك آن است.
بيست و سوم. «بريدن از جاهل معادلِ پيوند با عاقل است»؛ (وَ قَطِيعَةُ الْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَةَ الْعَاقِلِ).
اشاره به اينكه همان گونه كه از ارتباط با عقلا سود مىگيرى از جدايى با جاهلان نيز بهرهمند خواهى شد. (مطابق اين معنا جاهل و عاقل مفهوم قطيعه و صله است).
[١]. من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤٠٦، ح ٥٨٧٩.
[٢]. امالى طوسى، ص ٥٨٩، ح ١٠.