پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٠ - ترجمه
حادثه وحشتناك نااميد كننده نيست، بلكه ترسى آميخته با اميد به لطف و عطوفت و كرم پروردگار است.
جمله «فَإِنَّهُ لَمْ يَأْمُرْكَ ...» اشاره به اين است: گمان نبر اطاعت تو از پروردگار چيزى بر جاه و جلال او مىافزايد يا خداوند نيازى به آن دارد. به عكس تو نيازمند به آنى، زيرا تو را به نيكىهايى كه مايه سعادت توست امر فرموده و از قبايح و زشتىهايى كه تو را به بدبختى و شقاوت مىكشاند نهى كرده است.
اين جمله دليل روشنى بر حسن و قبح عقلى است كه متأسفانه جمعى از مسلمانان كه از مكتب اهل بيت و تمسك به كتاب و عترت دور ماندهاند با آن به مخالفت برخواستهاند و مسألهاى بديهى عقلى را به سبب انگيزههاى نادرست انكار كردهاند.
نكتهها
١. رابطه جهانبينى و ايدئولوژى
امام عليه السلام در اين بخش از نامه بعد از بيان يك سلسه حقايق در مورد خداوند و بيان چندى از صفات او و بيان عجز، ضعف و ناتوانى انسان، نتيجه مىگيرد كه بايد او را آن گونه كه شايسته است عبادت كرد.
اين بدين معناست كه وظايف ما پيوندى تنگاتنگ با واقعيّتها دارد؛ يعنى قوانين، هميشه از دل حقايق بيرون مىآيد و بايدها و نبايدها زاييده هستها و نيستهاست. به عبارت ديگر، به دليل شناخت و واقعيتهايى كه در مورد غناى خداوند و احتياج انسان است، لزوم عبادت نيز استنباط مىشود و اين همان بحث مهمى است كه مىگويند بين ايدئولوژى و جهانبينى ارتباط هست يا نه.
جهانبينى همان شناختِ واقعيتهاست و ايدئولوژى در اينجا اصطلاحاً به معناى احكام و قوانينى است كه به عقيده ما از دل جهان بينى متولد مىشود.