پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - شرح و تفسير تو را با قاتلان عثمان چكار
آيا وقتى قاتلان عثمان و مدافعان آنها به اين كثرت باشند امام مىتواند همه يا يكى از آنها را تسليم معاويه كند به فرض كه معاويه ولى دم عثمان باشد و خونخواهى در دست او قرار گيرد.
از آنجا كه معاويه در پايان نامهاش امام را تهديد به جنگ كرده بود، براى اينكه اين تهديد بىپاسخ نماند امام عليه السلام نيز در پايان نامه خود او را با جملههاى كوبندهاى كه آميخته با انواع فصاحت و بلاغت است تهديد مىكند و مىفرمايد:
«به جانم سوگند اگر دست از گمراهى و نفاق افكنى بر ندارى، به زودى كسانى را كه تو از قاتلان عثمان مىشمرى خواهى شناخت كه در تعقيب تو بر مىآيند و به تو زحمت نمىدهند كه براى دسترسى به آنان در صحرا و دريا و كوه و دشت به جستجوى آنها برخيزى؛ ولى بدان تعقيب آنها نسبت به تو چيزى است كه يافتنش براى تو ناراحت كننده و ديدارى است كه ملاقاتش هرگز تو را خوشحال نخواهد ساخت و سلام بر آنان كه اهل آنند»؛ (وَ لَعَمْرِي لَئِنْ لَمْ تَنْزِعْ عَنْ غَيِّكَ [١] شِقَاقِكَ [٢] لَتَعْرِفَنَّهُمْ عَنْ قَلِيلٍ يَطْلُبُونَكَ، لَا يُكَلِّفُونَكَ طَلَبَهُمْ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ، لَا جَبَلٍ وَ لَا سَهْلٍ، إِلَّا أَنَّهُ طَلَبٌ يَسُوءُكَ وِجْدَانُهُ، وَ زَوْرٌ [٣] لَا يَسُرُّكَ لُقْيَانُهُ [٤]، وَ السَّلَامُ لِأَهْلِهِ).
امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه خود به معاويه يادآور مىشود كه قاتلان عثمان آنچنان كه تو فكر مىكنى (به فرض كه در لشكر من باشند) يكى دو تا نيستند بلكه گروه عظيمى هستند كه به زودى به سراغ تو مىآيند لازم نيست زحمت جستجوى آنها را بر خود هموار كنى. آرى در آينده نزديك تو را ملاقات خواهند
[١]. «غىّ» و «غواية» به معناى گمراهى و گمراه شدن و بيراهه رفتن است.
[٢]. «شقاق» به معناى تفرقه و نفاق و ناسازگارى است و در اصل به معناى شكاف و جدايى ميان دو چيز است.
[٣]. «زَور» گاه معناى مصدرى دارد؛ يعنى ديدار كردن و ملاقات نمودن و گاه به معناى زائر است و در جمله بالا مناسب همان معناى مصدرى است.
[٤]. «لقيان» و «لقاء» مصدر است به معناى ملاقات نمودن.