پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - شرح و تفسير سبب نگاشتن نامه
شرح و تفسير سبب نگاشتن نامه
امام عليه السلام در اين بخش از نامه خود، از وضع خويشتن شروع مىكند و در ضمن، انگيزه خود را براى اقدام به اين وصيّتنامه اخلاقى و انسانى شرح مىدهد و به طور خلاصه مىفرمايد: من به خود نگاه كردم ديدم ستاره عمرم رو به افول نهاده و بايد در فكر خويشتن باشم و آماده سفر آخرت شوم؛ ولى از آنجا كه تو را بخشى از وجود خود، بلكه تمام وجود خود مىبينم خود را ناگزير از اين اندرزها و نصيحتها و هشدارها ديدم. مىفرمايد:
«اما بعد آگاهيم از پشت كردن دنيا و چيره شدن روزگار و روى آوردن آخرت به سوى من، مرا از ياد غير خودم و توجّه به دنيا و اهل آن باز داشته»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ فِيمَا تَبَيَّنْتُ مِنْ إِدْبَارِ الدُّنْيَا عَنِّي، وَ جُمُوحِ [١] الدَّهْرِ عَلَيَّ وَ إِقْبَالِ الْآخِرَةِ إِلَيَّ، مَا يَزَعُنِي [٢] عَنْ ذِكْرِ مَنْ سِوَايَ، وَ الاهْتِمَامِ بِمَا وَرَائِي). [٣]
امام عليه السلام در ادامه اين سخن چنين نتيجهگيرى مىكند كه: «اين توجّه سبب شده، اشتغال به خويشتن مرا از فكر مردم (و آنچه از دنيا در دست آنهاست) باز دارد و از هواى نفس مانع شود و حقيقتِ سرنوشتم را براى من روشن سازد و همين امر مرا به مرحلهاى رسانده كه سراسر جدى است و شوخى در آن راه ندارد، سراسر راستى است و دروغ به آن آميخته نيست»؛ (غَيْرَ أَنِّي حَيْثُ تَفَرَّدَ بِي
[١]. «جموح» به معناى سركشى كردن و «جموح» بر وزن «قبول» در اصل به معناى حيوان چموش است. سپس به انسانهاى سركش و حتى حوادث و برنامههايى كه در اختيار انسان نيست اطلاق شده است.
[٢]. «يزع» از ريشه «وزع» بر وزن «وضع» به معناى باز داشتن گرفته شده است.
[٣]. «ما ورائى» اشاره به مردم دنيا، مقامات، ثروتها و امثال آن است و هدف امام عليه السلام بيان اين حقيقت است كه توجّه به قرب انتقال از دنيا مرا از امور دنيوى باز داشته و متوجه سرنوشت آيندهام ساخته و جاى تعجب است كه بعضى از شارحان نهجالبلاغه، «ما ورائى» را به معناى آخرت گرفتهاند در حالى كه مفهوم جمله در اين صورت چنين مىشود: توجّه به پايان عمر مرا از اهتمام به امر آخرت باز داشته و اين تفسيرى است نادرست.