پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠ - شرح و تفسير اين امور به تو مربوط نيست
گفتهاى خليفه اوّل از همه در پيشگاه خدا برتر و والاتر بود چگونه ممكن است چنين باشد در حالى كه چنين ستمى با نخستين مسلمان و نزديكترين فرد به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و آگاهترين و داناترين آنها بنمايد؟ اين تناقضگويى تو دليل بر رسوايى توست.
آن گاه در شرح اين سخن مىافزايد: «اين امر براى يك مسلمان نقص نيست كه مظلوم واقع شود مادام كه در دين خود ترديد نداشته باشد و در يقين خود شك نكند»؛ (وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ [١] فِي أَنْ يَكُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ يَكُنْ شَاكّاً فِي دِينِهِ، وَ لَا مُرْتَاباً بِيَقِينِهِ!).
آرى نيكان و پاكان در طول تاريخ بر اثر حقگويى و حقجويى و عدم تسليم در برابر خواستههاى ظالمان، مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاند، اين افتخار آنها بوده و هست.
اشاره به اينكه اگر چنين مظلوميتى عيب باشد بايد بگويى در جنگ احد كه پيشانى و دندان پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيله حاميان پدرت شكست و پهلوى حمزه كه به وسيله مادرت شكافته شد و جگرش را بيرون كشيد و به دهان گذارد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و حمزه در خور مذمت و پدرت و مشركان مكّه و مادرت هند شايسته مدح و تقديرند.
آيا هيچ عاقلى چنين سخنى را مىپذيرد؟ و اگر به گذشته تاريخ باز گرديم پيامبران بزرگى همچون ابراهيم و يحيى و زكريا و حضرت مسيح عليهم السلام و غير آنها را مىبينيم كه در راه حقطلبى مورد ستم و ظلم قرار گرفتند.
امام عليه السلام در پايان اين فراز از نامه مىفرمايد: «اين دليل و حجت من است در برابر غير تو و من به همين مقدار كه بيان آن پيش آمد براى تو ذكر كردم»؛ (وَ هَذِهِ
[١]. «غضاضة» به معناى نقصان و عيب است و از ريشه «غض» به معناى كوتاه كردن و پايين انداختن و ناقص نمودن گرفته شده.