پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٠ - شرح و تفسير بيست و هفت اندرز گرانبها
از تجربههاى ديگران استفاده مىكند كه اين به اصطلاح «نور على نور» است و به همين دليل مديرانِ مدبر به مطالعه تاريخ پيشينيان اهمّيّت فراوان مىدهند.
كوتاه سخن اينكه انسان اگر تجارب خويش را حفظ كند و از تجارب ديگران نيز استفاده كند، هم مىتواند در موارد مشابه، گرفتار خطا نشود و هم قانونى كلى از موارد جزيى تهيه كند كه براى خودش و ديگران در همه شئون زندگى مفيد و سودمند باشد.
در نامه ٧٨ تعبير شديدترى در اين زمينه آمده است مىفرمايد: «فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَة؛ بدبخت كسى است كه از عقل و تجربيات خود سود نبرد».
در شانزدهمين توصيه مىفرمايد: «بهترين تجربههاى تو آن است كه به تو اندرز دهد»؛ (وَ خَيْرُ مَا جَرَّبْتَ مَا وَعَظَكَ).
اشاره به اينكه تجربهها گاه سود مادى مىآورد و گاه سود معنوى و بهترين تجربهها آن است كه داراى سود معنوى باشد.
در كلمات قصار امام عليه السلام آمده است «لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مَالِكَ مَا وَعَظَكَ؛ آنچه از مال تو از دست برود ولى باعث اندرز و بيدارى تو شود در واقع از دست نرفته است». [١] در هفدهمين توصيه مىفرمايد: «فرصت را پيش از آنكه از دست برود و مايه اندوه گردد غنيمت بشمار»؛ (بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّةً).
فرصت به معناى فراهم بودن مقدمات براى رسيدن به يك مقصد است؛ گاه انسان مقصد مهمى دارد و مقدماتش فراهم نيست؛ ولى ناگهان در يك لحظه فراهم مىگردد كه بايد بدون فوت وقت از آن لحظه استفاده كند و خود را به مقصد برساند كه اگر غفلت كند و از دست برود چه بسا در آينده هرگز چنان
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٩٦.