پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - ٢ خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
يك نفر از صحابه را زنديق و كافر مىدانند. از جمله ابن حجر عسقلانى در كتاب «الاصابة» از ابو زرعة رازى نقل مىكند كه او مىگويد: هر گاه كسى را ديديد كه به يكى از اصحاب پيغمبر خرده مىگيرد بدانيد كه او زنديق است (دليل او قابل توجّه است)، زيرا رسول خدا حق است و قرآن حق است و آنچه او آورده حق است و تمام اينها را صحابه براى ما آوردهاند و مخالفان مىخواهند شهود ما را از اعتبار بياندازند تا كتاب و سنّت از دست برود. [١]
آنها هنگامى كه در برابر حوادث مسلم تاريخى قرار مىگيرند كه مثلًا طلحه و زبير و حتى عايشه آتش جنگى را در برابر خليفه مسلمين برافروختند كه تودههاى مردم و مهاجر و انصار با او بيعت كرده بودند و در آن جنگ بيش از ده هزار و به قولى هفده هزار نفر كشته شدند، حيران و سرگردان مىشوند كه در جواب چه بگويند و نيز هنگامى كه مىبينند معاويه بر ضد خليفه مسلمين امام على بن ابىطالب عليه السلام بر مىخيزد و جنگ صفين را به راه مىاندازد و دهها هزار نفر از مسلمين و حتى افرادى از صحابه مانند عمار ياسر به دست پيروان معاويه كشته مىشوند، در تنگناى عجيبى قرار مىگيرند.
آنها نه اين حقايق مسلم تاريخى را مىتوانند انكار كنند و نه حاضرند دست از تنزيه صحابه بردارند. در اينجا متوسل به منطق عجيبى مىشوند.
گاه مىگويند ما نبايد درباره صحابه صحبت كنيم «تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ ...» [٢] و به اين ترتيب درهاى فهم و درك را بر خود مىبندند. آيا هيچ فرد خردمندى مىتواند چشم خود را بر حقايق تاريخى كه بيانگر بسيارى از مسائل مورد نياز امروز ماست فرو بندد.
گاه مىگويند صحابه همه مجتهد بودند و هر يك به اجتهاد خود عمل كردند؛
[١]. الاصابة، ج ١، ص ١٧.
[٢]. بقره، آيه ١٣٤.