پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - ١ دستور العملى كامل
براى يك مسئول سياسى كشور اسلامى بگويد، بيان فرموده؛ نخست ماهيت منصب او را بيان داشته تا آگاه باشد او تنها يك امانتدار است نه يك زمامدار خودكامه و مالك الرقاب مردم.
سپس به سراغ نخستين چيزى مىرود كه دامن زمامداران را مىگيرد و آن مسأله استبداد رأى و ترجيح دادن تمايلات شخصى بر منافع مردم است.
مخصوصاً امام عليه السلام از واژه رعيّت در اينجا استفاده مىكند كه مفهومش كسانى است كه بايد حال آنها مراعات شود و مصالح آنها را در نظر بگيرند.
سپس به او دستور مىدهد كه كارهاى مهم اجتماعى را همچون كارهاى شخصى نشمرد و ابعاد و آثار آن را در جامعه در نظر بگيرد و بدون اطمينان از عواقب آثار آن تصميم نگيرد.
سرانجام به يكى از مهمترين عوامل فساد حكومتها كه مسأله اموال و ذخائر كشور است، اشاره مىكند و آنرا به عنوان «مال اللَّه» معرفى مىنمايد؛ همان تعبيرى كه از قرآن مجيد گرفته شده كه خداوند متعال درباره بردگانى كه در مسير آزادى قرار دارند دستور مىدهد سرمايهاى در اختيار آنها بگذارند تا بتوانند كسب و كار كرده دين خود را ادا نمايند؛ مىفرمايد: «وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُم». [١]
سپس او را به عنوان خزانهدار اموال الهى نه صاحب اختيار معرفى كرده دستور مىدهد از آن مراقبت نمايد تا به دست امام عليه السلام برسد و در ميان حق داران تقسيم شود.
در عين حال در پايان نامه به او اطمينان مىدهد كه اگر از مسير حق منحرف نشود امام عليه السلام هرگز با او بد رفتارى نخواهد داشت؛ ولى در عين حال هشدار ديگرى است كه اگر اشعث نصايح سه گانه فوق را نپذيرد بايد منتظر عواقب سوء كار خود باشد.
[١]. نور، آيه ٣٣.